• دوشنبه, ۲۷ آذر, ۹۶

به مناسب روز جهانی مهاجران این قصیده از استاد ادیب برومند که در سال ۱۳۷۲ براى آگاهى دادن و تشويق هم‏ ميهنان خارج از
كشور سروده شده  در سایت منتشر می کنیم . 

به ياد ايران باش

اى آن‏كه رفتى از ايران به ياد ايران باش

به يادِ كشور ديرينه سالِ ساسان باش

گرت جلاى وطن از در ضرورت بود

ممان هماره به غربت به سانِ مهمان باش

خجسته ميهن ما بُنگهِ اصالت‏ها ست

اصيل‏ وار، هوادار، اصل و بنيان باش

به هر كجا كه نشانى ز برترى يابى

زبهر بوم و برخويش طالبِ آن باش

بسى مپاى، به هر باغ و هر چمن گذرى

بيا و بلبل خوشگوى اين گلستان باش

حريم حرمت مليّت و اصالت را

زدستبردِ هوس كامگى نگهبان باش

ز هر كجا هنر و علم و حكمت اندوزى

بيا و معرفت‏ آموز اين دبستان باش

ز مهرِ هموطنان هيچگه مبُر پيوند

درين زمينه وفادار عهد و پيمان باش

ستوده سنّت و آيين باستانى را

عزيز دار و گراينده از دل و جان باش

ز ديرباز، نياكانت اهل دين بودند

تو نيز مؤمن و مخلص به دين و ايمان باش

به زادگان خود آداب ميهنى آموز

و گرنه شاهد بيگانگى دراينان باش!

بكوش تا به زبانِ درى سخن گويند

به جان مشوّقِ‏شان با دليل و برهان باش

به سوى ميهن خود، فكر بازگشتن را

به مغزشان چو نشاندى ز كرده شادان باش

مَهِل كه صَبغه فرهنگِ خارجى گيرند

درين مجاهده كوشا به قدر امكان باش!

به شعر پارسى و خط و نقش و موسيقى؛

علاقه در دل‏شان بشكفان و خندان باش

به بى‏ هوّيتى آخر مده گريبان را

ازين مسير حقارت كشيده دامان باش

ز شعر نغز درى هر كجا گلى روييد

به پاى آن گل بويا هزاردستان باش

زبان پارسى از بهر ماست گنج مراد

به پاسدارى آن سرفرازِ دوران باش

وظيفه نيك شناساندن است ايران را

تو شهُره ‏پورِ وظيفت‏ شناسِ ايران باش

به دستگيرى هم‏ ميهنان حاجتمند

به هر كجا كه روى پاى بندِ احسان باش

دريغ باد كه ايرانى اجنبى گردد

تو بركنار ازين ننگ، محضِ عنوان باش

تهى شدن ز اصالت «اديب»، عارضه ‏ای ست

كه سارى است، خدا را به فكر درمان باش