Tehran

اشعار زير درباره هواى تهران كه بر اثر كثرت جمعيت وحركت گردونه ‏هاى بى ‏شمار و كاميون‏ها و اتوبوس‏هاى پردود، لطافت خود را از دست داده و شرايط بهداشتى را در شهر بهم زده است سروده شده است. مردادماه ۱۳۵۵

اين چه شهريست كه اين گونه غبارآلود است
چون ز دورش نگرى جمله فضا، پردود است
نيست يك لحظه درين شهر هواى آزاد
همچو زندان كه هوايش همه گرد آلود است
اين چه شهريست كه آلوده هوايش بى ‏شك
راست چون پايه نوريخته، قير اندود است
شهر، زيباست وليكن ز هواى بد او
هركه را مى ‏نگرى ناخوش و ناخشنود است
پيش ازين بود فرح ‏بخش هواى تهران
اينك افسوس كه ناسالم و جان فرسود است
جاى ماندن نشد آن شهر كه آلوده هواست
عاقلان را ز چنين جاى، سرِ بدرود است
سيلِ جمعيّت كشور، سوى تهران جاريست
محو انديشه واهى كه در اين‏جا سود است
لاجرم كثرت گردونه و انبوهىِ خلق
هم سبب ساز هواى بد و هم كمبود است
چاره نبود به جز احداث بسى جنگل و باغ
كه به شهر اين خفقان را سبب بهبود است
بعد از آن، زيرِ زمين تعبيه خطِّ قطار
ورنه بهداشت درين تيره هوا نابود است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *