محاکمه دکتر مصدق
  • سه شنبه, ۱۶ آبان, ۹۶

شعر زیر در آذرماه ۱۳۳۲ به مناسبت محاکمه کردن دکتر مصدق در دادگاه نظامی فرمایشی سروده شد.

رهبری نهضت در دادگاه نظامی

بد فتادیم سرانجام به روز سیهی
این چه روز سیهی باشد و حال تبهی؟
لشکر ما که کند یاری دشمن باری
ننگ بَروی! چه سپاهی، چه سران سپهی؟!
پادشه قائد این ملک به دژخیم سپرد
وه وه ‏ای ملّت آزاده عجب پادشهی!
شاه آن است که بر کشور دل هاست امیر
نه هر آنکو بودش تاج و نگین و کلهی!
شه که با خادم ملّت کند این سان رفتار
بایدش خواند: خطا کارْ شهِ روسیهی!
حکم محکومیت رهبر نهضت دادند
چه نکو دادرسانی و چه خوش دادگهی!
آه از آن دادستانی که درین دادگه است
که ندارد ز شرف، منزلت و پایگهی!
دادگاهی که سپاهی ست درو دادستان
وای اگر اوفتد آن‏جا گذر بی‏گنهی!
اوفتاد از ره خدمت به مُحاق زندان
آن که در برج کمال است مه چاردهی
گیتی اکنون که شود نهضت ملی تحقیر
نکند جانب ما جز به حقارت نگهی!
آن که منزلگه سالار وطن بست به توپ
سرنگون باد به چاهی که نیابیش تَهی!