عصر عاشورا - اثر استاد محمود فرشچيان

از دوران کودکی که تعزیه و روضه خوانی های با شکوه را در روزها و شب های سوگواری محرم مشاهده می کردم تا این زمان که گزارش وقایع مربوط به قیام حضرت سید الشهدا علیه السلام را در تواریخ مختلف خوانده ام همواره در روزهای تاسوعا و عاشورا متاثر بوده و افق شام عاشورا را اندوهبار یافته ام این قصیده در ۹ اسفند سال ۱۳۵۰ که مصادف با عاشورای حسینی بود سروده شد و در روزنامه کیهان درج گردید. پایان این قصیده در بر دارنده تعریضی نسبت به حکومت وقت است که به کشتار دسته جمعی از مخالفان ادامه می داد.

شام عاشورا
امشب ای ماه برین عرصه چها می بینی؟
غرقه در خون، تن مردان خدا می بینی
امشب ای ماه تو چون پردگیان ملکوت
از زمین منظره ای هوش ربا می بینی
کشتگانی همه از صدر نشینان بهشت
پایکوب ستم اهل دغا می بینی
رهبرانی سر و جان باخته در راه خدا
برده از دار فنا ، ره به بقا می بینی

امشب ای مه به نمایشگه سربازی ها
قهرمانان حق افتاده ز پا می بینی
هر زمان روی بر آری ز پس ابر ملال
به سرو و روی جهان ، گرد عزا می بینی
در سکوت شب غم پرور اسرار آمیز
همه اطراف ، غم آلوده فضا می بینی
بستر آغشته به خون ، خفته درین دشت جهاد
جاهدانی همه از آل عبا می بینی
در تجلی گهِ مردانگی پاکدلان
نقش خونین بقا، غرق جلا می بینی
کربلا دشتِ بلا خیز جهان است و درو
بس شهیدان ِ زخون شسته لقا می بینی
سر مبادم به تن ای ماه که بر نطعِ زمین
تن بی سر ز «بزرگ شهدا» می بینی
رخ گلگون جوانان بنی هاشم را
از زمین نور فشان سوی سما می بینی
پرتوِ روح فزای ابدیت را نیک
جلوه گر در رخ ارباب صفا می بینی
یک طرف کشته عزیزان سرا پرده ی حق
یک طرف زنده اسیران بلا می بینی
ز محبان «رسول» و ز عزیزان «بتول»
ای بسا سر که ز تن گشته جدا می بینی
آن طرف دورتَرَک زیر یکی خیمه ی سبز
داغداران همه را نوحه سرا می بینی
زان میان شیرزنی را ز مصیبت زدگان
به گران طاقتیِ «شیر خدا» می بینی
زن چه گویم که در انبوهِ جماعت به سخن
ناطقی ولوله افکن به ملا می بینی
زن چه گویم که در آن نهضتِ بیداد شکن
رهبری سوی هدف راهگشا می بینی
امشب ای ماه، ز تابیدن خود بر در و دشت
نکته ها می شنوی، نادره ها می بینی
قاتلان را همه در قعر فنا می یابی
کشتگان را همه در اوج علا می بینی
غالبان را به حقیقت همه یکسر مغلوب
سخره ی مظلمه تا روز جزا می بینی
زورمندان زمان را همه رسوای ابد
محو، در قعر سیه چالِ فنا می بینی
و آن به ظاهر سر و جان باختگان را به یقین
برده گوی سَبَق اندر دو سرا می بینی
زندگی را همه در مرگ و ظفر را به شکست
جلوه افروز، درین طرفه غزا می بینی
شرح جانبازی احرار قَدَرْ قَدرِ دلیر
ثبت در دفتر جاوید قضا می بینی
و آنگهی تکیه به قدرت زدگان را تا حشر
در خور لعن و و سزاوار هجا می بینی

This Post Has 2 Comments

  1. کوروش صالحی پور باورصاد

    با سلام این شعر زیبا را در شب عاشورا دیده وخوانده ام وبه لذت وا قعی رسیدم برای سراینده عزت از خداونده کریم خواستارم

    1. سايت اديب برومند

      با سلام
      از ذوق سلیم و احساسات پاک شما قدردانی می نماید و تشکرات خود را خاطر نشان می کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *