Sunlight
  • شنبه, ۱۰ تیر, ۹۶

هر آن که همدم یاران، چو اهل راز آید

قبول خاطر ما را به پیشواز آید

روا بود که شود جان و سر فداى کسى

که روز حادثه جانباز و سرفراز آید

خوش آن که خاطر خلقى نوازد از سر مهر

چو آفتاب زمستان که دلنواز آید

به گوش پند شنو گر فسانه ‏اى شنوى

که بس حقیقت محض از در مَجاز آید

هر آن که بر صف عشّاق سرمدى پیوست

ز هر چه جلوه ناز است بى‏ نیاز آید

نه سختگیر به کار آید و نه سهل‏ انگار

که اعتدال به هر شیوه کار ساز آید

مباش غرّه، مبادا که سرنگون گردد

گهى که رایت دولت به اهتزاز آید

حساب پاک فراگیر از ابر گوهر بار

که وامش از در همّت به بحر، باز آید

چو فکر بکر به خاطر کند خطور، ادیب

عروس طبع تو در حجله‏ گاه ناز آید