• سه شنبه, ۱۸ آذر, ۹۳

وکیل پوراندخت برومند

اى دختر نازنین دلبندم
اى برتن و جان عزیز پیوندم

اى از تو نشاط روح شادابم
اى از تو رضاى طبع خرسندم

اى از تو به دل بسى تّسلایم
اى از تو به لب همى شکر خندم

تو گنج مکارم و کمالاتى
از توست ذخیره بِه زیاکندم[۱]

نزد تو چنان خوشم که در گلشن
دور از تو چنان بُوَم که در بندم

تو زبده ودیعه خداوندى
من محوِ عطیّه خداوندم

تو مظهرى از خِصال نیکویى
اى خوى تو مایه خوشایندم

با خیلِ فرشتگان هماوازى
اى دخت فرشته خوى دلبندم

بادام به مغز گر شد آکنده
من دل به محبت تو آکندم

تو شاخ شکوفه بار نوروزى
من باغِ امیدوارِ اسفندم

با همت و عزمِ آهنین مردى
مانا به یقین تویى همانندم

من واژه فاخرى اگر باشم
حقّا که تویى بهین پَساوندم

خوشخوى ‏وخداشناس‏ و محجوبى
دانى که بدین صفات پابندم

بى ‏شائبه دوستدار ایرانى
کز یاد نبرده ‏اى ز من پندم

آیینه عصمت و وقارى تو
اى پاکنهاد و خوب فرزندم

از کید و فریب و کینه‏ بیزارى
چون من که رها ز قید ترفندم

زادى دو نواده بهر من دلجو
هشدار که دوستارشان چندم

خواهم ز خدا ترقى ایشان
کز خویش بسى هنر نمایندم

عمر تو «ادیب» خواست سالىصد
اى نخل ثمردهِ برومندم

علمده ـ خردادماه ۱۳۷۲

======================================

[۱]. یاکند: یاقوت