«

»

بهمن
۰۸

سایه عشق

اى کماندار ملاحت که ره ما زده‏اى
در کمینگاه وجاهت، ره دل‏ها زده‏اى
نوگل بخت، مگر بشکفد آن لحظه مرا
که تو با من به چمن، ساغر صهبا زده‏اى
نیست دستِ کمى از شمعِ دل افروز، تو را
که چو پروانه‏ام آتش به سراپا زده‏اى
جاى پاى تو خطِ سیر جفاکاران است
گر چه خود را به وفا در بر من جا زده‏اى
گر ز پروانه من آشفته‏تر آیم، نه عجب
که به عاشق‏کُشى از شمع، تو بالا زده‏اى
داغدار غم حرمانم و در سایه عشق
تو مرا لاله صفت، خیمه به صحرا زده‏اى
سر به صحراى جنونم دهى و باکت نیست
که در این شیوه، دل خویش به دریا زده‏اى
چه کنى شکوه ز بدعهدى ایّام، ادیب
پشت پا گر تو به نیک و بد دنیا زده‏اى

FacebookDeliciousGoogle GmailDiggShare

Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1390/11/08/%d8%b3%d8%a7%d9%8a%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82/