بيانات استاد دكتر رعدي آذرخشي

خدمت دوستان عرض ميشود كه بنده به قصد استفاده آمده بودم. چند دقيقه قبل دوست عزيز من آقاي خديو اشاره فرمودند كه عرايضي بكنم و جلسه افتتاح شود، البتّه افتتاح مجدًد شود. اينراهم ميدانم كه در اين مجلس رجحاني بين اشخاص نيست، فقط موهاي من سفيدترست. بدين جهت از من خواسته شده است كه اين افتخار داشته باشم و دانشمند شركت ميكنم. من چون قريب 25 سال در خارج بوده‌ام كه مصادف بوده است با ايّام فعاليتهاي ادبي جناب اديب، كمتر اين سعادت را داشته‌ام كه حشري با ايشان داشته مدّت موارد نادري كه خدمتشان رسيده‌ام، پاكي طينت، متانت و اكثر صفات عاليه‌ئي كه علم اخلاق به آن اشاره مي‌كنند، در ايشان ديده‌ام و به همان جهتي كه عرض كردم، از آثارشان هم زياد نتوانسته‌ام استفاده كنم. چون در ايّامي منتشر شده است كه من در اينجا نبوده‌ام. فقط در اين مدّت به لطف خودشان يكي كتاب (درد آشنا) را ديده‌ام و يكي (پيام آزادي) را. و ديدن اين دو كتاب براي من كافي بود كه ميزان استادي و تبحّر و فخامت طبع ايشان را دريابم. تقريباً در بين اساتيد شعر كمند كه هم در قصيده استاد باشند، هم در غزل و آقاي اديب برومند اين موهبت را دارند. و زبان غزل با زبان قصيده فرق دارد. اشخاص بسياري هستند كه قصيده ميگويند ولي غزِل مفصّل است، و يا غزل (قصيده) ميگويند كه قصيدة كوتاه است. اين زبان را پيدا كردن، يك هنري ميخواهد و يك توانايي، اينجا هر كدام از آقايان محترم نكاتي دربارة هنر جناب اديب خواهند گفت، من نمي‌خواهم وقتشان را بگيرم. در اين دوران بلبشويما، دوران كه ميگويم همين دوران عمرست، اشخاص رنگ عوض مي‌كنند، هر روز به رنگي در مي‌آيند ولي من آنقدري كه دريافتم بوده، ايشان هيچوقت رنگ عوض نكرده‌اند و بر سر اصول خود استوار بودند. و يك نكته هم در آثار ايشان جلب توجّه ميكرد، در عين اينكه ايشان به مليّت خودشان علاقمندند و حق هم دارند كه علاقمند باشند، چشمشان را به اين چهارديواري ندوخته‌اند، هميشه نگران اوضاع جهان هستند. مثلاً در آن كتاب (پيام آزادي) كه بنده ديده‌ام، هر واقعة جانگداز داغ افزا روي ميداد يا مقاومت و مبارزئي از طرف مظلومان ديده ميشد، يا شكستي از طرف حكمرانان، ايشان يك قصيده‌ئي ميگويند و بيان حال مي‌كنند. و اين نكته هم امروز براي اغلب شعراي ما لازمست كه از چهار ديواري فكر باصطلاح مرزي خودشان خارج شوند. دنيا عوض شده و حكم يك شهر را پيدا كرده، سابقاً اگر در شهر اصفهان بلوائي ميشده، يك هفته طول مي‌كشيده تا خبر به تهران برسد و براي ارسال قوا از تهران، دو ماه؛ امروز فرض بفرمائيد اگر در ژاپن اتفاقي بيفتد و دخالت سازمان ملل لازم گردد ، در عرض يكدقيقه خبر ميرسد و در دو روز قوا فرستاده ميشود. بنابر اين امروز دنيا از شهر هم كوچكتر، بلكه در حكم محلّه ميباشد، كه اهالي آن بايد از همديگر مطلع باشند. بيش ازين وقت را نميگيرم سعادت و توفيق و موفقيت و ارزوهاي دور و دراز براي سلامت آقاي اديب و ادامه خدمات فرهنگي ايشان خواستارم.