|
بيانات آقاي كمال زين الدين بنام خداوند جان و خرد جملهاي از بزرگي نقل كنم و بعد آغاز سخن نمايم آن بزرگ
ميگويد: هيچ افراطي متسحسنتر از افراط در حقشناسي و سپاس از بزرگان نيست.
در صورتيكه افراط هميشه مذموم بوده. ولي افراط در حقشناسي و سپاس از
بزرگان، بخصوص بزرگان علم و ادب كشور بسيار پسنديده و مستحسن است. اگر براي
سخن گفتن وقتي نصيب من نميشد، ناراحت بودم ما نبايد گذشتههامان را فراموش
كنيم، بويژه گذشته پر بار فرهنگي اين مرز و بوم را. امثال برومند، استاد
بزرگوار و سايرين هستند كه بر گنجينة گهربار فرهنگ اين كشور ميافزايند. انجمن ادبي كمال مفتخرست كه در سال 1353 مجلس تبجيل و
تجليلي ازين بزرگوار برپا ساخت و در آنجا اساتيد محترم سخنرانيهاي جامع و
جالبي دربارة قصيده و شعر و فضل و كمالات معنوي جناب اديب برومند ايراد
نمودند. بنده 40 سال است كه افتخار دوستي با ايشان را دارم گذشته از
همشهريگري كه افتخار دوّم است؛ همانطور كه استاد سجادي و سايرين فرمودند.
جناب اديب برومند مردي ثابت قدم و با تقوي است. اين را نه به لحاظ مداهنه
عرض ميكنم بلكه از لحاظ معاشرت با ايشان درك كردهام. چون هم در اصفهان و
هم درينجا، غالباً با هم معاشر و مجالس بودهايم و ازين راه فهميدم كه جناب
اديب برومند گذشته از تقواي كلام، تقوي روحي و معنوي دارند. در هر حال آنچه
بايد درفضيلت شعري ايشان گفته شود، با اساتيد فن است ولكن آنچه من ميخواهم
بگويم، مسأله ادبيو انساني و شناخت ايشان است از لحاظ اينكه مردي داراي
ثبات راي و عقيده سياسي خاص بوده و هيچگاه از راه عقيدة ثابت خويش، منحرف
نگرديدهاند و بايد به اينگونه افراد احترام گذاشت. بنده بهمين چند جمله
بسنده ميكنم و غزلي تقديم ميكنمـ هرچند پس از شعر شيوا و محكم استاد
نجاتي، بقول فروغي بسطامي: «من چه بگويم كه قابل صله باشد». تا شـاخ سخن را به جـهان بار وبري هست
در هـــر چـمني بلبـل شوريده سري هست چـون طبـع، لطـيف آيد و دل روشن و برنا
از لطف سـخن نـيز در آن دل اثـري هست پـيـونـد وفـــــا مـيـوه ازيــن شـاخ بـــــرآرد
بـرنـخلِ «بـرومـنـد» صـفاگرثمري هست بايد كه در آمـيخت به آن جـمـع كه از مــهر
در صـدر، زاهـل هـنـرش راهــبري هست در مـجـمع اين مـــــردم آزاده بــه تحـقـيـق
بگشوده ازيــن گلشن فـردوس، دري هست گـر تـير حــوادث زهــمـه ســوي بـبــــارد
غـم نيست كه جمـعّيت مـا را سپري هست جـز رامش و آرامـش هـمـنوع نــخـواهـــد
آنرا كه به جان پاكي و حسن سيري هست تـا همنفـست مرد «بـرومند و اديـب
است»
آگاهي از وجـوي كه وي را خـبري هست اين شوركه بيني كه به سرحد«كمال»است
زانفاس خـوش مـردم صاحبـنظري هست
|