<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای اديب برومند</title>
	<atom:link href="http://www.adibboroumand.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.adibboroumand.com</link>
	<description>شاعر ملي ايران</description>
	<lastBuildDate>Thu, 12 Jan 2012 07:45:00 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای هنر تشعیر سازی با ghzal kiyan</title>
		<link>http://www.adibboroumand.com/1390/02/02/%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%aa%d8%b4%d8%b9%d9%8a%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%8a/comment-page-1/#comment-453</link>
		<dc:creator>ghzal kiyan</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adibboroumand.com/?p=1111#comment-453</guid>
		<description>سلام استاد.من یک هنرجوی نگارگری هستم.مطالبتون درموردهنرتشعیرعالی بود ممنون.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام استاد.من یک هنرجوی نگارگری هستم.مطالبتون درموردهنرتشعیرعالی بود ممنون.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای سه تن نقاش دوره ی صفوی با سارا جوزانی</title>
		<link>http://www.adibboroumand.com/1390/02/27/%d8%b3%d9%87-%d8%aa%d9%86-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4-%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%db%8c-%d8%b5%d9%81%d9%88%db%8c/comment-page-1/#comment-436</link>
		<dc:creator>سارا جوزانی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adibboroumand.com/?p=1169#comment-436</guid>
		<description>سلام ممنون از مطالب خوبتون در تحقیقم یاری ام کرد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام ممنون از مطالب خوبتون در تحقیقم یاری ام کرد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پرسش و پاسخ با سید ناصر</title>
		<link>http://www.adibboroumand.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae/comment-page-8/#comment-400</link>
		<dc:creator>سید ناصر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adib.ir/#comment-400</guid>
		<description>با سلام  ممنون از ایت همه محبت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام  ممنون از ایت همه محبت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پرسش و پاسخ با Afshin</title>
		<link>http://www.adibboroumand.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae/comment-page-8/#comment-399</link>
		<dc:creator>Afshin</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adib.ir/#comment-399</guid>
		<description>سلام استاد گرامی
بنده به تازگی دارم یه تحقیق در باره استاد شهریار(بهجت تبریزی) انجام میدم . اگه میشه سبک شعر سرایی و ویژگی های شعری ایشون رو برام بگین. من منتظرم .
اگه میشه جواب رو به ایمیلم بفرستید .
مرسی از سایت خوبتون</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام استاد گرامی<br />
بنده به تازگی دارم یه تحقیق در باره استاد شهریار(بهجت تبریزی) انجام میدم . اگه میشه سبک شعر سرایی و ویژگی های شعری ایشون رو برام بگین. من منتظرم .<br />
اگه میشه جواب رو به ایمیلم بفرستید .<br />
مرسی از سایت خوبتون</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای تماس با سایت ادیب برومند</title>
		<link>http://www.adibboroumand.com/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af/comment-page-1/#comment-397</link>
		<dc:creator>سایت ادیب برومند</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adib.ir/#comment-397</guid>
		<description>&lt;strong&gt;نور چشم گرامی آقای منوچهر برومند
&lt;/strong&gt;ان شاءالله صحت و تندرستی برقرار باشد
می کوش به هر ورق که خوانی     تا معنی آن تمام دانی
الف- شما متاسفانه در به خاطر سپردن معنی واژه ها دقّت نمی کنید و مثلاً غیرت را که به چند معناست تنها به معنی رشک می پندارید .
در فرهنگ معین که دستاورد جمعی از لغت شناسان و استادان ادب است غیرت به اینگونه معنی شده است.
1-	رشک بردن 2- حمّیت 3- ناموس پرستی ( ناموس یعنی قاعده مقدس ، حیثیت و آبرو
مثال: غیرتمند آنکه غیرت دارد و نگهدارنده عصمت و آبروست. 
2-	به غیرت آمدن دارای حمّیت و تعصب بودن
3-	غیرت آوردن = رشک بردن
ب- حافظ فرموده است : خلقتی کرد که بیند به جهان صورت خویش     خیمه در آب و گل مزرعه آدم زد
ملائکه از توجه خاص حضرت حق نسبت به آدم که فرمود انی جاعلٌ فی الارضِ خلیفهٌ
وبه فرشتگان فرمود او را سجده کنید. گفتند اَتَجعلُ فیها مَن یُفسِدُ فیها و یَسفِک الدِماء ؟
هنوز این سخن را تمام نکرده بودند که از سراپردة جلال ملکوت آتشی در آمد و خلقی از ایشان را بسوخت. شعر حافظ ناظر به همین موضوع است: 
عقل می خواست کز آن شعله چراغ افروزد
برق غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد
اینجا غیرت یعنی حمیّت و حمایت از ناموس مقدّس الهی که می تواند جهان را بر هم زند.حالا اگر بخواهید غیرت را در اینجا به معنی حسد یاد کنید نعوذ بالله
ج- شما باید بدانید که واژه های عربی که از چندین سده پیش وارد زبان فارسی شده رنگ ملّی گرفته و فارسی گردیده است و لزوماً در معنی عربی اش مورد استفاده نیست.
مثلاً صحبت را که به معنی معاشرت است برای گفتگو به کار می گیریم. 
د- &quot;تو را&quot; و &quot;ترا&quot; هر دو درست است و نظر برهان قاطع اعتباری ندارد . چنانکه پر است از لغات بی رگ و ریشه و من در آوردی دساتیری.
ه- &quot;آئین&quot; و &quot;آیین&quot; هر دو درست و آئین شکیل تر است؛   در قدیم &quot;یـ&quot; را که کم سوادان همزه می پنداشته اند بالای دندانة &quot;یـ&quot; می گذاشتند و &quot; ء&quot; را در همه جا مورد استفاده قرار می دادند در این زمان برای رفع اشتباه کم سوادان آئین زیبا را آیین می نویسند. استاد بهار می فرمود دهن کجی به سنت املائی پیشینیان کاری نکوهیده است.
و- کلمات مرکّب در فارسی فراوان است و فرهنگستان قادر نیست بگوید با جداسازی چگونه باید نوشت همین اندازه که جدا نویسی را تجویز کرده است؛همفکر را هم فکر ، همراه را هم راه ، اینها را این ها ، همچند را هم چند، دلجو را دل جو می نویسند و از اینها نارواتر و سیاق سخن را گاهی سخت بهم می زنند. من این مطالب را سابقاً برای شما گفته ام ، ولی ناچارم تکرار کنم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>نور چشم گرامی آقای منوچهر برومند<br />
</strong>ان شاءالله صحت و تندرستی برقرار باشد<br />
می کوش به هر ورق که خوانی     تا معنی آن تمام دانی<br />
الف- شما متاسفانه در به خاطر سپردن معنی واژه ها دقّت نمی کنید و مثلاً غیرت را که به چند معناست تنها به معنی رشک می پندارید .<br />
در فرهنگ معین که دستاورد جمعی از لغت شناسان و استادان ادب است غیرت به اینگونه معنی شده است.<br />
۱-	رشک بردن ۲- حمّیت ۳- ناموس پرستی ( ناموس یعنی قاعده مقدس ، حیثیت و آبرو<br />
مثال: غیرتمند آنکه غیرت دارد و نگهدارنده عصمت و آبروست.<br />
۲-	به غیرت آمدن دارای حمّیت و تعصب بودن<br />
۳-	غیرت آوردن = رشک بردن<br />
ب- حافظ فرموده است : خلقتی کرد که بیند به جهان صورت خویش     خیمه در آب و گل مزرعه آدم زد<br />
ملائکه از توجه خاص حضرت حق نسبت به آدم که فرمود انی جاعلٌ فی الارضِ خلیفهٌ<br />
وبه فرشتگان فرمود او را سجده کنید. گفتند اَتَجعلُ فیها مَن یُفسِدُ فیها و یَسفِک الدِماء ؟<br />
هنوز این سخن را تمام نکرده بودند که از سراپردة جلال ملکوت آتشی در آمد و خلقی از ایشان را بسوخت. شعر حافظ ناظر به همین موضوع است:<br />
عقل می خواست کز آن شعله چراغ افروزد<br />
برق غیرت بدرخشید و جهان بر هم زد<br />
اینجا غیرت یعنی حمیّت و حمایت از ناموس مقدّس الهی که می تواند جهان را بر هم زند.حالا اگر بخواهید غیرت را در اینجا به معنی حسد یاد کنید نعوذ بالله<br />
ج- شما باید بدانید که واژه های عربی که از چندین سده پیش وارد زبان فارسی شده رنگ ملّی گرفته و فارسی گردیده است و لزوماً در معنی عربی اش مورد استفاده نیست.<br />
مثلاً صحبت را که به معنی معاشرت است برای گفتگو به کار می گیریم.<br />
د- &#8220;تو را&#8221; و &#8220;ترا&#8221; هر دو درست است و نظر برهان قاطع اعتباری ندارد . چنانکه پر است از لغات بی رگ و ریشه و من در آوردی دساتیری.<br />
ه- &#8220;آئین&#8221; و &#8220;آیین&#8221; هر دو درست و آئین شکیل تر است؛   در قدیم &#8220;یـ&#8221; را که کم سوادان همزه می پنداشته اند بالای دندانة &#8220;یـ&#8221; می گذاشتند و &#8221; ء&#8221; را در همه جا مورد استفاده قرار می دادند در این زمان برای رفع اشتباه کم سوادان آئین زیبا را آیین می نویسند. استاد بهار می فرمود دهن کجی به سنت املائی پیشینیان کاری نکوهیده است.<br />
و- کلمات مرکّب در فارسی فراوان است و فرهنگستان قادر نیست بگوید با جداسازی چگونه باید نوشت همین اندازه که جدا نویسی را تجویز کرده است؛همفکر را هم فکر ، همراه را هم راه ، اینها را این ها ، همچند را هم چند، دلجو را دل جو می نویسند و از اینها نارواتر و سیاق سخن را گاهی سخت بهم می زنند. من این مطالب را سابقاً برای شما گفته ام ، ولی ناچارم تکرار کنم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پرسش و پاسخ با سایت ادیب برومند</title>
		<link>http://www.adibboroumand.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae/comment-page-7/#comment-396</link>
		<dc:creator>سایت ادیب برومند</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adib.ir/#comment-396</guid>
		<description>پاسخ شما از طریق ایمیل ارسال شد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پاسخ شما از طریق ایمیل ارسال شد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای تماس با ناصر عرفانی</title>
		<link>http://www.adibboroumand.com/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af/comment-page-1/#comment-395</link>
		<dc:creator>ناصر عرفانی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adib.ir/#comment-395</guid>
		<description>با درود فراوان و پیش کش ارادت قلبی از دادار یکتا تندرستی و شادی آن استاد بزرگوار را آرزومندم.

فرصتی بود تا در یکی‌ از انجمن‌های شعر و هنر ایرانیان در تورنتو این افتخار را داشته باشم که ضمن بیان مختصری از زندگی‌نامه آن ادیب بزرگوار و افتخار آسمان ادب ایران سرودهٔ (قذافی رفت) آن جناب را بخوانم که موجب تشویق و کف زدن ممتد باشندگان انجمن شد. 

به امید دیدار

ارادتمند،

ناصر عرفانی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با درود فراوان و پیش کش ارادت قلبی از دادار یکتا تندرستی و شادی آن استاد بزرگوار را آرزومندم.</p>
<p>فرصتی بود تا در یکی‌ از انجمن‌های شعر و هنر ایرانیان در تورنتو این افتخار را داشته باشم که ضمن بیان مختصری از زندگی‌نامه آن ادیب بزرگوار و افتخار آسمان ادب ایران سرودهٔ (قذافی رفت) آن جناب را بخوانم که موجب تشویق و کف زدن ممتد باشندگان انجمن شد. </p>
<p>به امید دیدار</p>
<p>ارادتمند،</p>
<p>ناصر عرفانی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای پرسش و پاسخ با حمید</title>
		<link>http://www.adibboroumand.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4-%d9%88-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae/comment-page-7/#comment-392</link>
		<dc:creator>حمید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adib.ir/#comment-392</guid>
		<description>با سلام جناب برومند
امید که در سلامت کامل باشید.سوالات زیادی در رابطه با جبهه ملی دارم , از جمله چرا انتخابات برگزار نمیشود؟ایا برای عضو مرکزیت ماندن شرایط سنی مطرح است؟چرا مسئولین سیاسی ما از هر سازمان و گروه راضی به دادن جای خود به نسل بعدی نیستند؟ چرا حاضر به بازنشستگی نیستند؟؟با توجه به اخباری که از هر دو طرف میرسد چرا یک مناظره پالتاکی  ترتیب نمیدهید تا واقعیت روشن شود؟با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام جناب برومند<br />
امید که در سلامت کامل باشید.سوالات زیادی در رابطه با جبهه ملی دارم , از جمله چرا انتخابات برگزار نمیشود؟ایا برای عضو مرکزیت ماندن شرایط سنی مطرح است؟چرا مسئولین سیاسی ما از هر سازمان و گروه راضی به دادن جای خود به نسل بعدی نیستند؟ چرا حاضر به بازنشستگی نیستند؟؟با توجه به اخباری که از هر دو طرف میرسد چرا یک مناظره پالتاکی  ترتیب نمیدهید تا واقعیت روشن شود؟با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای قاب اهدایی تصویر استاد در باغ گلهای اصفهان با ستار مظاهری</title>
		<link>http://www.adibboroumand.com/1390/06/07/%d8%aa%d8%b5%d9%88%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%ba%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86/comment-page-1/#comment-391</link>
		<dc:creator>ستار مظاهری</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adibboroumand.com/?p=1396#comment-391</guid>
		<description>سلام بر استاد بزرگوار وشاعر فرهیخته ، برومند هماره سرفراز
مستدعی هستم
1-قطعه شعر یا نتی از استاد در باره (تغییرات فرهنگی)
2- وجه تسمیه ضرب المثل(دم به خمره زدن)
                                              

    وباقدردانی از همه کسانی که با استاد همیار هستند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر استاد بزرگوار وشاعر فرهیخته ، برومند هماره سرفراز<br />
مستدعی هستم<br />
۱-قطعه شعر یا نتی از استاد در باره (تغییرات فرهنگی)<br />
۲- وجه تسمیه ضرب المثل(دم به خمره زدن)</p>
<p>    وباقدردانی از همه کسانی که با استاد همیار هستند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای تماس با manoutchehr boroumand</title>
		<link>http://www.adibboroumand.com/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af/comment-page-1/#comment-326</link>
		<dc:creator>manoutchehr boroumand</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adib.ir/#comment-326</guid>
		<description>نمی دانم چرا به شیوهٔ روزنامه نگاران قبل ازمیمِ ضمیر متصل مفعولی الفی اضافه کرده اید وبه جایِ آنکه بنویسید مگربه گردش چشمی نوازیم  نوشته اید مگر به گردش چشمی نوازی ام  وانگهی چشم فرفره نیست گردش نمیکند به راست وچپ متمایل میشود ونگاه میکند درست آن بود که گفته میشد مگر به نیم نگاهی نوازیم،ورنه۰

&lt;strong&gt;پاسخ استاد ادیب برومند:
&lt;/strong&gt;
1-	شیوة املای امروز از طرف فرهنگستان تصویب و تعمیم یافته و از طرف تایپ کامپیوتری با سر سختی پیروی می شود و این یک خرابکاری در زبان و املای واژه های آن است که مثلاً همداستان را &quot; هم داستان &quot; و دلجو را &quot;دل جو&quot; می نویسند . در حالی که چه بسا نویسنده خود با املای معمول سابق نوشته ولی ماشین نویس کامپیوتر از کار فرهنگستان پیروی کرده است. البته پاره ای از جدا نویسی ها هم درست است و در &quot;نوازی ام&quot; اشکال زیادی به نظر نمی آید.
2-	ایراد به گردش چشم ناموجه است که بدیهی است وقت نگاه کردن به چپ و راست چشم گردش می کند . یعنی به چپ و راست می گردد و لازم نیست به تعبیر شما فرفره باشد. این چه نوع تعبیری است؟!
شیخ اجل در گلستان فرموده است: یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را در خواب دید که جملة وجود او ریخته مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همی گردید .پس گردیدن دربارة چشم امری طبیعی و خالی از اشکال است.در بیت مورد استناد 
&quot;مگر به گردش چشمی نوازیم ورنه 		چه شکوه ها که من از دور آسمان دارم&quot;
در این بیت تمام صنایع بدیعی و تناسبات رعایت شده است. گردش چشم به آسمان که دوّار توصیف شده است. یعنی دور می زده و تناسب چشم با آسمان که در تشبیه چشم آسمانی و آبی رنگ مطلوب بوده و هست و نوازش طلبی برابر گله مندی آمده است.
</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نمی دانم چرا به شیوهٔ روزنامه نگاران قبل ازمیمِ ضمیر متصل مفعولی الفی اضافه کرده اید وبه جایِ آنکه بنویسید مگربه گردش چشمی نوازیم  نوشته اید مگر به گردش چشمی نوازی ام  وانگهی چشم فرفره نیست گردش نمیکند به راست وچپ متمایل میشود ونگاه میکند درست آن بود که گفته میشد مگر به نیم نگاهی نوازیم،ورنه۰</p>
<p><strong>پاسخ استاد ادیب برومند:<br />
</strong><br />
۱-	شیوة املای امروز از طرف فرهنگستان تصویب و تعمیم یافته و از طرف تایپ کامپیوتری با سر سختی پیروی می شود و این یک خرابکاری در زبان و املای واژه های آن است که مثلاً همداستان را &#8221; هم داستان &#8221; و دلجو را &#8220;دل جو&#8221; می نویسند . در حالی که چه بسا نویسنده خود با املای معمول سابق نوشته ولی ماشین نویس کامپیوتر از کار فرهنگستان پیروی کرده است. البته پاره ای از جدا نویسی ها هم درست است و در &#8220;نوازی ام&#8221; اشکال زیادی به نظر نمی آید.<br />
۲-	ایراد به گردش چشم ناموجه است که بدیهی است وقت نگاه کردن به چپ و راست چشم گردش می کند . یعنی به چپ و راست می گردد و لازم نیست به تعبیر شما فرفره باشد. این چه نوع تعبیری است؟!<br />
شیخ اجل در گلستان فرموده است: یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را در خواب دید که جملة وجود او ریخته مگر چشمان او که همچنان در چشمخانه همی گردید .پس گردیدن دربارة چشم امری طبیعی و خالی از اشکال است.در بیت مورد استناد<br />
&#8220;مگر به گردش چشمی نوازیم ورنه 		چه شکوه ها که من از دور آسمان دارم&#8221;<br />
در این بیت تمام صنایع بدیعی و تناسبات رعایت شده است. گردش چشم به آسمان که دوّار توصیف شده است. یعنی دور می زده و تناسب چشم با آسمان که در تشبیه چشم آسمانی و آبی رنگ مطلوب بوده و هست و نوازش طلبی برابر گله مندی آمده است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

