گرسنه بود و روان شد ز روستای به شهر
یکی فقیرکه بس شکوه از گدایی کرد
چو پای آبله مندش نداشت پای افزار
چه ناله ها که زدست برهنه پایی کرد
به شهر مبلغ ناچیزی از طریق سؤال
خدای، بهرۂ آن مرد روستایی کرد
به وقت شام که آهنگ بازگشتن داشت
به نیمه راه نگر تا چه ره گشایی کرد
بدید زار و دل افسرده بینوایی را
که نزد اوگله از سخت ماجرایی کرد
ز حال کودک بیمار خود پریشان بود
که شِکِوِه از پی درمان ز بی دوایی کرد
بگفت کس به من امروز بخششی ننمود
نه بهر طفل مریضم، کرم نمایی کرد
تنش در آتش تب بی دوا و درمان سوخت
تبش دچار نقاهت ز بی غذایی کرد
چو بینوا خبر از حال بینوا بشنید
بهم برآمد و خوش درک همنوایی کرد
هرآنچه داشت بدو داد و گفت شرمم باد
که دست قدرتم این قدر نارسایی کرد
تو مستحق تری از من بدین عطای قلیل
اگر چه ز آن نتوان دفع ناروایی کرد
چو نیست در کف من چیز، این مبادم نیز
برفت وتکیه بر الطاف کبریایی کرد
به۱ پاکبازی آن مرد بینوا نازم
که جود و احسان در عین بینوایی کرد
۱- نسخه بدل: به سیر چشمی
اسفند
۰۹
بینوای جوانمرد
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1390/12/09/%d8%a8%d9%8a%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%8a-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%85%d8%b1%d8%af/
اسفند
۰۹
پاس وطن
بـدان قهرمــــانـــــــان فرستم درود
کـه عِــزّ و شرف را هدف ساختند
بـــه مردم گــرایی و حـــق پروری
زرغبـت ســر از پــــــای نشناختند
ز چــــالشگـری در ره عـدل و داد
بـــــه زور آوران تیــغ کیـــن آختند
بـــــه میدان خیــر از پـــی دفع شر
سمنـد رشــــــــــادت بــرون تاختند
بـــــه سرکوبی حکمرانــــان ِ زور
دلیــــرانــه گـــــردن بـــر افراختند
بـــــه آرام وجـــــدان نهـــــادنـد دل
بـــــــــه آرامـش تـــــــن نپـرداختند
ز دل ریشــــۀ کبـــــر و آز و حسد
بـــه دست شهــــــــامت بـرانداختند
بـــه پـــاس وطن درگــَـهِ حادثات
ســراندر ره بــوم و بـر بـــاختند
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1390/12/09/%d9%be%d8%a7%d8%b3-%d9%88%d8%b7%d9%86/
بهمن
۳۰
آیین وطن داری
با عرض پوزش از شما خوانندگان محترم ، لازم است به اطلاع برسانیم شعر منتشر شده در سایت با عنوان آئین وطن داری به توجه به اینکه از سایت روزنامه اطلاعات اقتباس شده بود ، متاسفانه بر خلاف انتظاری که سایت روزنامه وزین اطلاعات می رود دچار اشکال تایپی بود و دست اندرکاران سایت را به اشتباه انداخته بود. این قصیده مجدد اصلاح شد و منتشر می شود. و البته تاسف بیشتر ما به جهت اشکال به وجود آمده به این خاطر است که این قصیده یکی از زیباترین سروده های استاد ادیب برومند است . امید است در تهیه و انتشار محتوای سایت دقت بیشتری بخرج دهیم .
روزنامه اطلاعات : چهارشنبه۲۲تیر ۱۳۹۰ -۱۱ شعبان ۱۴۳۲ -۱۳جولای ۲۰۱۱ – شماره ۲۵۰۷۸
آیین وطن داری

بشنو ز من ای جوان ایرانی
این نکته به ز گوهر کانی:
بودند ستوده فر نیاکانت
زیبندهی فرّ و زیب انسانی
شایسته سروری، به سرکاری
آماده رهبری، به ره دانی
پیچیده سر از ره سبکساران
تابیده رخ از سوی گرانجانی
انگیخته بر خلاف اهریمن
فرهیخته با پیام یزدانی
نام آور و توشمند و روشن بین
دریادل و راست پوی و پیمانی
زنهار، تو ای نژاده ی فرخ
بگرای به شیوه نیاکانی
ره جوی به مقصد وطن خواهان
خوش کوش به خدمت وطن بانی
بخرام به سوی جنبش و کوشش
برتاب، رخ از ره تن آسانی
برخوان خبر بزرگ مردان را
از دفتر سرگذشت ایرانی
بنگر که چه کردهاند در گیتی
از علم و کمال و مملکت رانی
هم بوده خداپرست و دین باره
هم پیرو و کیش مزدیسنانی
هم چاره گر هجوم آشوری
هم صف شکن جنود کلدانی
چون جان و تنت بسی گرامی دان
این کشور دیرپای دورانی
بشناس دلاوران ایران را
از شرزه هژبر زابلستانی
از نازش فرّه فریدونی
تا خیزش کاوه سپاهانی
از بیژن و تاب و توش گودرزی
تا قارن و صولت نریمانی
از قصه این یلان مرد افکن
دریاب توان مرد میدانی
بنگر که هخامنش چه بار آورد
از کورش و آن فروغ کیهانی
و آنگه که گذشت عهد اسکندر
و آن چیرگی نفوذ یونانی،
بشنو که شکوه کشور دارا
شد زنده به مهرداد اشکانی
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1390/11/30/%d8%a2%d9%8a%d9%8a%d9%86-%d9%88%d8%b7%d9%86%e2%80%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%8a/
بهمن
۳۰
خر زهره و گل سرخ
خر زهره ای کنار گل سرخ در چمن
بالید و کرد با گلِ صَد پر مکابره
که ای « خُرد بوته! من ز تو والاترم به قد
هم از تو بارورترو خوش تر به منظره
عمر تو هست کوته و دوران من دراز
هم باشدم صلابت و هم زور و سیطره(۱)
انبوهِ شاخ و برگ من انگیزه ی شکوه
و آن نازکانه وضعِ تو در خورد مسخره»
گل داد پاسخش به ظرافت که « ای رفیق!
حرف تو را نه قاعده باشد نه پیکره
در پیش عاقلان که به حق داوری کنند
سودی پدید نیست تو را زین مناظره(۲)
اندام ریز من که دهد بار مشک بیز
بر پیکر درشت تو دارد مفاخره
از رنگ و بوی خوش نبود بهره ای تو را
تا چون مَنت عزیز شمارند یکسره
من با چنین حقارتم افسون باغ و راغ
تو با چنان صلابتی آذینِ مقبره
تبلیغ بی اساس چه حاصل برای خویش؟
هرگز کجا بود سره(۳) همتای نا سره؟»
۱- سیطره: توانایی و برتری
۲- مناظره: در مقابل هم بحث کردن درباره موضوعی
۳- سره: خالص
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1390/11/30/%d8%ae%d8%b1-%d8%b2%d9%87%d8%b1%d9%87-%d9%88-%da%af%d9%84-%d8%b3%d8%b1%d8%ae/
مقدم عاشقان ايران زمين وادبيات اين مرز و بوم را گرامي مي دارد. اين سايت به اصرار و خواهش دوست داران ادب , فرهنگ و هنر اصيل ايران از استاد اديب برومند و به کوشش هواداران شعر و خط مشي سياسي ايشان تشکيل شده است ، تا گوهر گرانبهاي ادبيات معاصر بيش از پيش به جهانيان معرفي گردد. 