در شهر رم همراه من بود آشنایی
با هم همی گشتیم، هر جا بهر دیدار
شب چون گذشت از نیمه ، در هنگام برگشت
شد سوی مهمان خانه ، ماشینی پدیدار
ماشین کرایی بود و ما در وی نشستیم
ره دور و ما را در گذر تعجیل بسیار
کردی توقف ، هر زمان در چار راهی
رانندۀ با انضباط خوب و هشیار
گفت آشنای من بدوکآخر در این وقت
کو پاسبانی کز خلاف آید خبر دار؟
او خفته و دیگر نباشد بیمی از کس
تا باشی از بهر توقف بوده ناچار
راننده در پاسخ مسافر را چه خوش گفت:
« گر پاسبان در خواب شد قانون که بیدار»
ای وای بر شهری که هر دم مردمانش
قانون به زیر پا نِهند و شاد از این کار
فروردین
۲۹
بیداری قانون
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1391/01/29/%d8%a8%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86/
فروردین
۲۸
بخیل
یکی بخیل توانگر به کوی ما می زیست
که درخزانه خود سیم و زر فراوان داشت
و لیک تنگ نظردرهزینه کردن بود
که هرچه داشت زچشم زمانه پنهان داشت
نه خوب خورد و نه ازخوب جامه ها پوشید
نه بارخانه و نی کارگر نه دربان داشت
سفرنکرد وتفرج نجست و زن نگرفت
نه بهره برد زهر چیز کاندر امکان داشت
یکی زجمله ی احباب وی ازو پرسید
که چیست موجب آن کِت روش بدینسان داشت
به خنده گفت من از فقر بس هراسانم
که فقر پای تجاوز به کاخ ایمان داشت
ز بینوایی خویشم گریز باد گریز
که دل نشایدم از مَسکنت پریشان داشت
شگفتم آمد از آن مالدار بُخل اندیش
که زیست عمری در فقر و وحشت از آن داشت
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1391/01/28/%d8%a8%d8%ae%db%8c%d9%84/
فروردین
۲۸
هشدار به امارات
نگردد آدمی هرگز مکرّم
مگر باشد به حقدانی مسلّم
به زیرِ سایه ی حق پروریها
توان آسود با وجدانِ خرّم
بود انصاف، بارِ حق ستایی
که باشد افسری بر فرقِ عالم
به حقّ کس تجاوز را چنان دان
که در جامِ زلالش ریختن سم
تصرّف در اثاث و جامه ی کس
مطهّر کی شود با آبِ زمزم؟
کنون بس در شگفتم از امارات
که پاسِ حقّ ما را نیست مُلزم
طمع دارد به چشمی فارغ از شرم
که باشد دوخته بر مال ِ همدم
به مالِ ِهمدم و همسایه ورزد
طمع بی هیچ دستاویزِ مُبرَم
چه ارزد پاره کاغذ مدّعی را
چو باشد مالکِ دیرینه اقدم؟
جزایر در «خلیجِ فارس» یکسر
به خاکِ پاکِ ایران بوده مُنضَم
زِعهدِ «کورش» و«دارا» به این سوی
خلیج و فارس در هم بوده مُدغَم
از ایران بوده سرتاسر امارات
زِ عهدِ «کاوه» و«تهمورس» و «جم»
به دو«تُنب» و«ابوموسی» و «بحرین»
که فرمان راند جز ایران ِ اعظم؟
کجا بودند شیخانی که امروز
به زیرِ چترِ اغیارند مُکرم؟
کجا بودند در عهدی که ایران «
خلیجِ فارس» بودش زیرِ پرچم؟
برفت از یادشان آنگه که بوده ست
بر ایشان روزِ روشن شامِ مُظلَم؟
کنون با تکیه بر اربابِ ظالم
رجز خوانند گاهی زیر و گه بم
مگر از یاد بردند آن زمانها
که بودند از حقارت غرقه در غم؟
به زیرِ خیمه ها گردیده سرخیل
به گِرداگردشان خویش و پسرْعم
به فرمان بردن ِ بیگانه مجبور
به هم پیمانیِ دزدانه مَحرم
گروهی خادمان هم گِردِشان جمع
به رنگ و سنگ و هیأت نامنظّم
کنون بر خاکِ ایران چشم دوزان
کنند این ژاژخایی ها دمادم
ولی غافل که گردد کارشان زار
گر ایرانی به خشم آید چو «رستم»
سزد گر دم فروبندند از آن پیش
که گردد قهرِ ایرانی مجسّم
شود بر درگهِ ایران ِ پیروز
قدِ ناسازشان چون بندگان خم
و یا از نیشِ خود کلکِ «ادیبان»
کشاند سورِشان در خطّ ماتم
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1391/01/28/%d9%87%d8%b4%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/
فروردین
۲۷
مناظره درخت گردو با سرو
گردو بنی به سرو همی گفت با غرور
«کز من برند پیر و جوان گردکان هزار
بسیار کس به ذائقه بخشند لذتی
از گردگان که هست مرا طرفه خشکبار
لیکن تو را که شُهره ی شهری به بی بری
از بهر خلق فایده ای نیست در کنار»
سروَش جواب داد که « هر چند بی برم
آزاده وار زیسته ام خوش به روزگار
ضرب المثل به خصلت آزادگی منم
شد ز اعتدال ، ذکر جمیلم به هر دیار
رونق فزای باغم و زینتگر چمن
سرسبز در خزانم و سرزنده در بهار
نامم شده است زیور اوراق در جهان
در شعر شاعرانِ سخن سنج ، یادگار
من می زیَم عزیز که آزادم از قیود
تو می خوری لگد که دهی تن به زیر بار
Permanent link to this article: http://www.adibboroumand.com/1391/01/27/%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b8%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%da%af%d8%b1%d8%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d8%b1%d9%88/
مقدم عاشقان ايران زمين وادبيات اين مرز و بوم را گرامي مي دارد. اين سايت به اصرار و خواهش دوست داران ادب , فرهنگ و هنر اصيل ايران از استاد اديب برومند و به کوشش هواداران شعر و خط مشي سياسي ايشان تشکيل شده است ، تا گوهر گرانبهاي ادبيات معاصر بيش از پيش به جهانيان معرفي گردد. 