نظرخواهي   نواي استاد  اخبار بنياد اسناد آثار زندگينامه
آثار شعري
   ناله هاي وطن
   پيام آزادي
درد آشنا
سرود رهايي
راز پرواز
مثنوي اصفهان
حاصل هستي
فاجعه مرداد
آثار تحقيقي
خرد نامه
هنر قـلـمـدان
 داستان سياووش
داستان هفتخان اسفنديار
طراز سخن
بـه پيشگـاه فـردوسـي
تصحيح خلاصهُ الاشعارونتايج الافكار( قسمتي از معاصرين)
چاپ تاريخ مصور جهانگشاي نادري

 چاپ ديــوان حـافظ منسوب به خط میرعمادالحسنی

 يادبودي از يک بزرگداشت (گردآوری آقای محمد حسین نصیری)

اولیقبلی[1]بعدی آخری

 استاد عزيز با توجه به تعصب شديد آذري هاي كشورمان نسبت با استاد شهريار كه گاهي جايگاه وي را به صورت افراطي تا حد فردوسي و حافظ بالا مي آورند ، مايل بودم نظر استاد عزيز را در مورد اين شاعر و جايگاه وي و مقايسه ي كوتاه وي با شاعران معاصر ، جويا شوم.
  
به آگاهي ميرسانم که روانشاد استاد شهريار از بهترين شاعران معاصر است که اشعار خوب فراواني دارد ولي شعر متوسط هم در ديوان ايشان کم نيست ولي به هر تقدير جايگاه حافظ وفردوسي و سعدي بالاتر ازين مقايسه هاست. شهريار شاعريست که در هر دوره خود را با مقتضيات آن دوره هم آهنگ مي کرد و شاعر معيار بايد در عقيده و مرام خود راسخ و استوار باشد. استاد شهريار افزون بر جنبه ي ادبي از لحاظ ميهن دوستي و علاقه به زبان فارسي مورد احترام من است. رحمت خدا بر او باد.
 

 چگونه وزن شعر را مشخص مي کنيم؟ در صورت امکان در اين زمينه کتابي را معرفي کنيد.
  
کتاب المعجم في معايير اشعارالعجم را به دقت بخوانيد و عروض را ياد بگيريد تا به اوزان شعري آشنا شويد.
 

 آيا اشعاري در مورد شهر خود نوشته ايد؟
  
براي زادگاهم در يک مسافرت چهل سال پيش اشعاري سروده ام که در انتهاي کتاب حاصل هستي آمده است.
 

 با عرض سلام موضوع پایان نامه ی من اخوانیات در خراسان تا قرن 5 است البته در عربی ، چون رشته ی من ادبیات عرب است . حال میخواستم در باره ی اخوانیات در فارسی از قالب ،شعراو نویسندگان اخوانی فارسی و نمونه هایی از آن را ابتداءدر فارسی بدست بیاورم .لطفاً ضمن پاسخگوئی به سؤال اگر منابعی هم هست چه در عربی چه در فارسی برایم معرفی نمایید.
  
از اخوانیات عربی چیزی به خاطر ندارم ولی بین شاعران قدیم و معاصر اخوانیات رایج بوده چنانکه عنصری با غضائری رازی و جمال الدین عبدالرزاق با خاقانی اخوانیات مبادله کرده اند و اکثر شعرای معاصر از آن جمله نگارنده با گلچین معانی و بهار خراسانی با محمود فرخ خراسانی و باقرزاده«بقا» با گلچین معانی و محمد قهرمان و نگارنده با مهرداد اوستا و مجتبی کیوان و محمد شفیعی شهرکردی و بیژن ترقی و دیگران مبادله و محاوره شعری داشته اند.
 

 من حدود 15 تا کلمه جناس نیاز داشتم هر کاری کردم پیدا کنم نشد اگه شما مرحمت کنید ممنون میشم.
  
این 15 تا کلمه جناس نامیده می شوند: (جَد- جـِد) (خان - خانه) (میز - تمیز) (تار-تار) (قوت - یاقوت) (شور - شور) (سالار- طالار) (ماهوار - شاهوار) (پار - پاره) (هنگام - هنگامه) (کُشتن - کِشتن) (مسطور - مستور) (بینوا - نانوا) (غزا - غرّا) (درآمد - سرآمد) (بازار - آزار)
 

 با عرض سلام وخسته نباشيد .ميخواستم که عوامل گرايش به غزل و غزل سرايي در عصر هاتف را در طي يک مقاله براي ما شرح داده يا در صورت امکان کتابي مرتبط با اين زمينه به ما معرفي کنيد
  
نظر به این که در اواخر صفویه سبک هندی در شعر فارسی فصاحت و رسایی را از سخن سرایی بیرون برده و درک معنا را با پیچیدگی مضمون دشوار ساخته بود جنبش نوزائی شعر فصیح فارسی از اصفهان به پیشگامی «مشتاق اصفهانی» که یکی از شاعران نامی دورۀ(نادری-زندیه) بود پدید آمد و به عنوان مکتب احیای سبک استادان پیشین یا دورۀ بازگشت به مخالفت با سبک هندی پرداختند. این مکتب مورد استقبال معاصران خود قرار گرفت و شاعرانی چون «هاتف» ، آدر، عاشق، سحاب، و دیگران برآن شدند که به شیوه سعدی و حافظ و ظهیر غزلسرائی کنندو به سبک عراقی روی آورند. اینان سعی کردند که شعر پارسی را از سنگلاخ سبک هندی بیرون آورده و به شاهراه مکتب عراقی و خراسانی هدایت کنند و این جنبش تا عصر مشروطه ادامه یافت و شاعرانی چون مجمر و نشاط و یغما و قاآنی شیبانی و فروغی بسطامی و سروش اصفهانی در پیروی از این مکتب گام برداشتند.
 

 درباره ی یکی از شاعران اصفهانی قدیم مطلب می خواهم با تشکر از کسانی که این سایت را همکاری می کنند.
  
کمال الدین اسماعیل اصفهانی فرزند جمال الدین محمد عبدالرزاق از شاعران بزرگ اصفهان در اوایل قرن هفتم است که درخشیدن وی در محیط ادبی ایران همزمان با لشکرکشی مغولها بشهرهای ایران بود. این قصیده سرای بزرگ در خلق مضامین و معانی بدیع و دقیق مبتکر و استاد مسلم بود و به این جهت در زمان حیاتش به«خلاق المعانی» لقب یافته بود. ممدوحان او یکی رکن الدین مسعود از آل صاعد بود و دیگر اتابک سعد زنگی از اتابکان فارسی و نیز سلطان جلال الدین خوارزمشاه. بنا به روایت دولتشاه سمرقندی درهنگام حمله مغولها به اصفهان به احترام کمال الدین خانه اش بست یا محل امن قلمداد شد و چون عد ه ای آگاه شدند بدانجا پناهنده شدند و اموال خود را برده در زیرزمین خانه مذکور پنهان کردند. چون مغولها از این ماجرا آگاه شدند بخانه وی ریخته عده ای را بقتل رسانده و اموال مخفی شده را تصاحب کردند. کمال الدین اسماعیل هم درین گیرودار شهادت یافت.
 

 سلامي ز دل سرخم ،، سرخش ز دلت رنگين ،،گز علم بجوشد بر من. جناب استاد دليل انصراف از سبک هندي در عصر هاتف چه بود؟
  
سبک پسندیدۀ اصفهانی که عبارت است از در نظر گرفتن یک مطلب و ساختن مضمونی تمثیلی (با مشاهدۀ اجزا و اشیای پیرامون) به منظور تأیید مقصود شاعر است . به تدریج به غلظت گرایید و سبک هندی را به وجود آورد. سبک هندی روز به روز در مضمون تراشی راه افراط پیش گرفت و کار به جایی رسید که شعر به شکل معما گونه درآمد و درک نظر شاعر مستلزم اندیشیدن بیش از حد لزوم بود و افزون بر این ضوابط شیوائی و رسایی و فاخر بودن را از دست داد؛ به این جهت در اوایل عهد زندیه انجمنی به ریاست «مشتاق اصفهانی» شاعر مشهورآن زمان تشکیل گردید و هدف آن انجمن متروک ساختن سبک هندی و احیای سبکهای خراسانی و عراقی پیش از آن بود. این اقدام انجمن مورد استقبال شاعران و ادیبان قرار گرفت و مدت دویست سال بعد از آن کسی به سراغ سبک هندی نرفت.
 

 جناب برومند. علت کاهش علاقه به ادبیات در ایران امروز را در چه عامل یا عواملی می بینید و برای حل این مشکل چه راهی پیشنهاد می کنید؟
  
متاسفانه علت کاهش علاقه به ادبیات توجه تام و تمام جامعه به مادیات و امور اقتصادیست که با ادبیات چندان همخوانی ندارد و هر کس که به ادبیات دلبستگی داشته باشد باید غایت مطلوب مادی را در جای دیگر سراغ کند و ادبیات را عاشقانه دوست داشته باشد هر چند شغل و حرفه دیگری داشته باشد. در جامعه دیده شده که برخی از افراد به حرفه پزشکی اشتغال دارند ولی بحکم علاقه به ادبیات ادیب مبرز یا شاعر بلند پایه یی هم شده اند. توجه به ادبیات از آغاز درس خواندن نیازمند به تشویق و تدریس خوب در دبستان و دبیرستان است تا خمیر مایه ذوقی در نوآموز به وجود اید ولی در مراکز تحصیلی نسبت به تدریس ادبیات به نحوی که ذوقها را تقویت کند و معلومات فارسی را چنانکه لازم است بالا ببرد توجهی نمی شود و این برای کشوری که به ادبیات خود شناخته و مفتخر است در جهان امروز یک نوع سرشکستگی تاسفبار است.
 

 متن کامل از سابقه ی آشنایی زال با سیمرغ همراه با تصاویر و شعر موجود در سایت
  
+ سام پدر زال بود که یکی از قهرمانان ملی بشمار میرود. وقتی زال از مادر زائیده شد چون موهایش پرپشت و سپید بود سام را خوش نیامد و او را در البرز کوه رها کرد. سیمرغ وقتی او را دید از خوردنش سرباز زد و در ضمن دلش بر او سوخت و او را به آشیانه خود برد. بچه های سیمرغ هم به خوردن او اقبال نکردند. کم کم سیمرغ بر آن شد که زال را بپرورد و زال پس از چندی بالیدن گرفت و پهلوان بچه یی رشید از آب درآمد و کم بالا گرفت و دلیریها از خود نشان داد و سیمرغ ازین بابت خشنود شد که پرورش یافته او چنین رشید و برازنده بارآمده است. کم کم خبر به سام می رسد و او که چنین انتظاری نداشت بسیار خشنود می شود و یزدان پاک را سپاس گفته به سراغ زال می آید و او را فرزندی برومند و پهلوان گونه می یابد و پس از آن به تیمار و نکوداشت وی می پردازد تا به سر حد کمال پهلوانی و رشادت می رسد.
 

 استاد بزرگوار خواهشمند هستم در مورد معنای لغوی کلمه نیروانا و اینکه آیا کلمه فارسی است و اینکه برای اسم دختر مناسب تر است یا پسر برای بنده توضیح دهید.
  
(نیروانا) واژه سانسکیریتی است و در مذهب بودا یکنفر بودایی مراحلی در سیر و سلوک باید طی کند تا به نیروانا که مرحله کمال عبادت است برسد و در مطلوب محو گردد مانند فناء فی الله در تصوف و عرفان. برای نامگذاری چندان مناسب به نظر نمی رسد برای اینکه جنبه و تسمیه یی ندارد و شاید مورد خوشایند بودائیان نباشد ولی برای نامگذاری مرد و زن فرقی ندارد.
 

 با سلام خدمت استاد ادیب برومند باعث افتخار برای من و شهر من است که شخصیتی همچون شما در آن زاده شده اید چه خوب بود بر ما منت می گذاشتید و بیشتر به زادگاه خود می آمدید،و جلسه ای برای بیشتر آشنا شدن مردم گز و همچنین جوانان این دیار با آثارو نظریات بر گذار می کردید با تشکر.
  
امیدوارم با وجود گرفتاریهای گوناگون که در تهران دارم بیشتر بتوانم به اصفهان و گز بیایم و از دیدار همشهریان گرامی بهره برداری کنم از لطف شما سپاسگزارهستم.
 

 استاد ادیب ،خواهشمندم در مورد استعاره مکنیه برایم توضیح دهید.
  
این نوع استعاره را «مکینه تخییله» هم گفته اند و آن عبارت از این است که آدمی در ضمیر خود مشبه به را به جانداری تشبیه می کند و برای او یک تناسب وجودی در نظر می گیرد تا این تخیّل را به خواننده انتقال دهد «مثل دست تقدیر». در اینجا «تقدیر»مشبّه و دست «مشبِه به»یکی از اعضای ا نسان است که مشبّه را به آن نسبت می دهند آنجا که تقدیر به انسان تشبیه می شود استعاره مکینه گفته می شود و آنجا که برای «تقدیر»دست مورد استفاده قرار گرفته استعاره تخلییه نامیده می شود.
 

 به نام خدا با سلام ميخواستم نظر استاد و جبهه ملي را درمورد دين اسلام بدانم.ايا اسلام با دموكراسي و حقوق بشر منافات دارد ايا اسلام حقوق زنان را تضييع كرده است؟
  
اعضای جبهه ملی مسلمان اند و بیشترین آنان به فرائض دینی خود عمل می کنند اسلام واقعی با دموکراسی منافات نداردولی پاره ای از قوانین تشریعی آن با حقوق بشر همخوانی نمی تواند داشته باشد.
 

 با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار و ارجمند من در واقع خدمت شما مي خواستم عرض کنم از جهت انکه من هيچ آشنايي با شما و اثرات ارجمندتان ندارم از شما درخواست کنم تا آثاري چند از خودتان را برايم بفرستيد . در ضمن من خودم هم در زمينه شعر و نويسندگي فعاليت دارم که بعدا در مورد آن برايتان ايميل ميزنم . با تشکر فراوان از شما بزرگوار .
  
کتابهای من در کتابخانه ها کم پیدا می شود ولی همه آنها در سایت موجود می باشد.اضافه بر این شعرهای من به طور مرتب در سایت منتشر می شود اگر می پسندید مطالعه فرمایید.
 

اولیقبلی[1]بعدی آخری
 در صورتيکه به جواب سوال خود نرسيده ايد ؛ سوال خود را مطرح کنيد . در صورت نياز به اطلاعات خاص يا درخواست ديگر در بخش" ارتباط با ما" آنرا مطرح نماييد.
 
 استاد و مطبوعات ܀
 مکاتبات با استاد ܀
 تصاوير ܀
 بنياد اديب برومند ܀
 جايزه اديب برومند ܀
 نواي استاد ܀
 مکاتبه با استاد ܀
 پرسش و پاسخ ܀
 همگام با استاد ܀
 تازه هاي سايت ܀