Image001
  • جمعه, ۱۵ شهریور, ۹۲

مصاحبه روزنامه ی اعتماد با ادیب برومند در ویژه نامه سالگرد کودتای ۲۸ مرداد‬

سینا رحیم پور

عبدالعلی ادیب برومند را اهالی فرهنگ و هنر با آثار ارزشمندش در زمینه شعر و ادبیات می‌شناسند. چهره‌یی که اتفاقات زیادی را به یاد دارد. از شاهدان کودتای ۲۸مرداد و از حامیان نهضت ملی ایران بوده است. از نقش او به عنوان شاعری که به نهضت ملی بسیار کمک کرد نباید گذشت. تا جایی که دکتر مصدق، رهبر نهضت ملی به او لقب شاعر ملی را داد. او در آن روزها از هواداران نهضت ملی ایران شد و با سرودن اشعار میهنی و سیاسی به همگامی با جبهه ملی و این نهضت ضداستعماری پرداخت و با نفوذ سیاسی انگلیس و تحریکات روسیه شوروی مخالفت کرد. او به گفته خودش پس از کودتای بیست و هشت مرداد ۱۳۳۲ و تعطیلی جبهه ملی او همچنان به مسیرش در راه آزادی ادامه داد . کودتای ۲۸ مرداد بهانه‌یی بود که به دیدار ادیب برومند بروم و درباره اتفاقات آن سال‌ها با هم گفت‌وگو کنیم و روایت کلی کودتا را از زبان او بشنویم. در اولین روزهای تابستان و تیرماه به همراه چند تن از دوستان به دیدارش رفتیم تا از کلیات کودتا برایمان بگوید. با روی باز به تمامی سوالات‌مان جواب داد و گفت‌وگویمان را تبدیل به یک گپ و گفت صمیمانه کرد. گفت‌وگوی من با ادیب برومند را در اینجا بخوانید.

شما رخداد۲۸ مرداد را کودتا می‌دانید؟

رخداد۲۸ مرداد به تمام معنا کودتاست. اولا، کسانی که مهره چین این کودتا بودند یعنی امریکا و انگلستان، خودشان اقرار کردند که در کشورکودتا کردند و می‌گفتند ما ماموران‌مان را نزد شاه فرستادیم و شاه هم با این قضیه موافقت کرد و ما ترتیبات کار را دادیم.

دلیل دوم این است که شاه حق نداشت فرمان عزل مصدق را تا زمانی که مجلس منحل نشده بود صادر کند. مجلس انحلالش رسمیت پیدا نکرده بود. برای اینکه مصدق رفراندومی برگزار کرده بود و مردم بر ابقای دولت و انحلال مجلس رای داده بودند. اما هنوز گزارشی برای تایید به شاه نرسیده بود. پس مجلس وجود داشت و عزل دکتر مصدق غیرقانونی بود.

مهم‌تر اینکه کدام عزل هست که یک ساعت بعد از نیمه شب آن هم با نیرو انجام بپذیرد؟ترتیب عزل همیشه این بوده است که رییس دفتر را شاه فرامی‌خواند و فرمان عزل و نصب را صادر می‌کرد. امادر این واقعه عده‌یی پشت سر سرهنگ نصیری سواره راه بیفتند و عده‌یی هم از آنها توسط اجراکنندگان حکومت نظامی محاصره شدند و برگشتند و چند نفری با سرهنگ نصیری خدمت دکتر مصدق رسیدند و فرمان عزل را به او دادند و دکتر مصدق قبول نکردند چون ترتیب کار این نبود. حتی ترتیب متن و امضای شاه هم قابل تامل بود برای اینکه امضای شاه خیلی دورتر از نوشته‌ها و متن بود. این دلیلی بر این بود که شاه قبلا امضا کرده و بعد متنی که جانشین چه کسی باشد را نوشته‌اند. شاه امضا کرده بود و به رامسر و بعد هم به عراق فرار کرده بود و متن بعدا در برگه نوشته شده بود. علاوه بر اینکه امریکا و انگلیس بار‌ها خودشان اعلام کردند که در ایران کودتا کردند و اظهار شرمندگی کردند که ما کار اشتباهی انجام داده بودیم. اگر بنا بود با قیام ملی دکتر مصدق برکنار شود پس ارتش نباید دخالت می‌کرد. حالا عده‌یی می‌گویند کودتا نبوده است. اگر این کودتا نیست پس چیست؟

خب شاه چرا مجلس را منحل نکرد که کارش وجهه قانونی بگیرد و با خیال راحت مصدق را عزل کند.

علت اینکه شاه مجلس را منحل نکرد این بود که می‌خواستند به وسیله مجلس، دولت را ساقط کنند تا نهضت ملی دچار بی‌سروسامانی بشود. دکتر مصدق می‌دانست که با احضارش به مجلس یا در راه مجلس ترور می‌شود یا در استیضاح رای عدم اعتماد می‌گیرد و بعد یک قوام‌السلطنه نامی بیاید و بگوید که همه این حرف‌ها بی ربط بوده و هرچه پنبه به وجود آمده است باید رشته شود و نهضت ملی از بین برود و باید درباره نفت ایران با انگلیسی‌ها مذاکره کرد و درصدی به انگلیس داد و سهم ایران را گرفت و کار را تمام کرد.

اینکه می‌گویند دکتر مصدق بعد از گرفتن نامه عزل ابتدا عزل را پذیرفت و بعد از قبول این دستور سر باز زده است، درست است؟

نه، به هیچ عنوان. اولین بار که مصدق فرمان غیرقانونی و غیررسمی را دید اعلام کرد که این کودتاست و این رسمیت ندارد. ایشان از همان ابتدا موضعش مشخص بود و این کار را غیرقانونی می‌دانستند و قبول نداشتند.

آیا مصدق می‌توانست جلوی انجام کودتا را بگیرد؟

نه. چون یک کار خلق‌الساعه بود. البته به ایشان خبر داده بودند که احتمال کودتا هست. اما کودتا به این شکل انجام شد که تمام مهره‌ها در یک بعد از ظهر چیده شد و عده‌یی با کمک امریکایی‌ها راه افتادند و روزولت امریکایی که طراح کودتا هم بود، زاهدی را از زیرزمینی که مخفیگاهش بود برداشت و سوار بر جیپ کرد. عده‌یی هم اداره رادیو را گرفتند و ۱۵۰ نفری هم از جنوب شهر راه افتادند و در راه عده دیگری از آدم‌های تماشاچی ، دورشان جمع شدند و به دنبال قشونی که توپ و تانک داشتند راه افتادند و جلوی منزل دکتر مصدق رفتند و شروع به بمباران کردند. کل این قضایا در ظرف سه ساعت انجام شد. اصلا فکر نمی‌کردند به این سرعت این اتفاق بیفتد. من زمانی که ساعت یک و نیم بعد از ظهر به منزل می‌رفتم هیچ خبری نبود و زندگی عادی مردم جریان داشت و هیچ کس هم از رفتن شاه ناراحت نبود. به منزل که رسیدم رادیو برنامه داشت و ساعتی بعد به یک باره رادیو ساکت شد و تا پنج بعد از ظهر این اتفاقات افتاد.

دیکتاتوری شاه از چه زمانی آغاز شد؟آیاکودتا شروع دیکتاتوری شاه بود؟

قبل از کودتا هم شاه علیه دولت دکتر مصدق کارشکنی می‌کرد. البته در ظاهر خودش را با دکتر مصدق و تصمیماتش موافق نشان می‌داد ولی عملا کارشکنی می‌کرد و منزل و دربارشاه جایگاه کسانی شده بود که از دولت ناراضی بودند. دست نشانده‌های انگلیس و دربار هم دست به دست هم داده بودند که شاه را علیه دکتر مصدق تحریک کنند. شاه هم تحریک شده بود ولی در آن زمان قدرت اینکه دیکتاتوری کند را نداشت. چون قدرت دست دکتر مصدق بود و بعد به وسیله علاء با کسانی دیگر در ارتباط شدند و توانستند در بین نهضت ملی شکاف بیندازند و کودتا را انجام دهند.

عده‌یی بر این نظر هستند که دکتر مصدق بعد از روی کار آمدن دولتش با نهضت ملی برای کارهای کشور مشورت نمی‌کردند. درست است؟

اتفاقا ایشان بیش از حد مشورت می‌کردند. وقتی کاری را می‌خواستند انجام دهند حتما با چند نفر مشورت می‌کردند. با مهندس حسیبی دائما روی قضیه نفت مشورت می‌کردند. بعضی‌ها هم معتقدند این مشورت‌ها زیاد بوده و شاید اگر در بعضی تصمیمات به تنهایی تصمیم می‌گرفتند نتیجه بهتر می‌شد.

مثلا در چه تصمیماتی؟

مثلا ایشان غفلت داشتند که دنیا آنقدر هم که مشاوران ایشان می‌گفتند به نفت ایران نیاز دارد، نیاز نداشت. شاید اگر ایشان به تنهایی تصمیم می‌گرفتند، می‌فهمیدند که دنیا به نفت ایران محتاج هست ولی نه به اندازه‌یی که اگر نفت ایران تعطیل شود، کار آنها هم تعطیل می‌شود.

چرا دکتر مصدق با وجود تمام اختلافات با حزب توده، به این حزب آزادی عمل و اجازه فعالیت می‌داد؟

دکتر مصدق یکی از اهدافش در زمان نخست وزیری این بود که روش دموکراسی را به مردم ایران آموزش بدهد. برای همین دستور داده بود نه از او عکسی چاپ شود و نه مجسمه‌یی ساخته شود، نه جلوی فعالیت حزبی گرفته شود و حتی اگر روزنامه‌یی توهین به او کرد کاری با آن نداشته باشند. او می‌خواست راه و رسم دموکراسی را به مردم بیاموزد و الگوی این کار باشد. از این بابت نمی‌توانست حزب توده‌یی را که رزم آرا به صحنه آورده بود را سخت بکوبد. بنابراین حزب توده را آزاد گذاشته بود و هر توهینی که به مصدق می‌کردند را هم نادیده می‌گرفت. حتی زمانی که حزب توده قصد داشتند برای استالین عزاداری برگزار کنند به آنها اجازه این کار را داد.

به نظر شما این اجازه کار درستی بود؟

اینجا را من شخصا در عین طرفداری خاصی که از دکتر مصدق می‌کنم، به او انتقاد دارم. اینکه اجازه دهیم آنها با یک جمعیت زیاد برای یک خارجی که در خارج فوت شده است و هیچ ربطی به ایران ندارد و چندین میلیون انسان را کشته است، عزاداری کنند بی‌معنی است. اینجا را دکتر مصدق نباید اجازه می‌دادند.

پس چرا حزب توده با وجود مخالفت شدید با دکتر مصدق، در جریان کودتا عکس‌العملی نشان نداد؟

چون روس‌ها به آنها اجازه نداده بودند. سفیر روسیه هم به عنوان اینکه سکته کرده چندین روز در سفارت را بست و اجازه ملاقات با هیچ کس را نداشت و نداد. انگلستان و امریکا هم به روسیه سفارش کرده بودند که در اقدامات ما علیه مصدق، دخالت نکنید. به این جهت حزب توده اجازه فعالیت نداشت.

اما بعد از رفتن شاه حزب توده کارهایی انجام می‌داد؟

بله، بعد از رفتن شاه کارهایی می‌کرد، شلوغ بازی درمی‌آوردند ومجسمه پایین می‌آوردند. دکتر مصدق از اینکه حزب توده بخواهد جای شاه را بگیرد واهمه داشت برای همین به آنها گفت به داخل خانه‌هایتان بروید و حکومت نظامی اعلام کرد. ترس از این بود که حزب توده بخواهد از رفتن شاه سوءاستفاده کند و دست مصدق را در حنا بگذارد.

شما می‌گویید امریکا و انگلیس کودتا کردند، آیا سندی هم هست؟

چه سندی بهتر از اقرار خودشان وجود دارد؟خودشان اقرار کردند.

اما آقای ولز، رییس وقت سازمان سیا گفته است که اگر ایرانی‌ها فکر می‌کنند این کودتا کار ما بوده است و ما تا این اندازه قدرت داریم، چرا ما تکذیب کنیم؟این گفته چه معنایی دارد؟

حرفشان را پس نمی‌گیرند که!فقط نوع گفتارشان را عوض کردند. امریکا برای انجام کودتا از مردم عذرخواهی هم کرده است. این باعث نمی‌شود که دخالت‌شان از یاد رود. بعد از آن شاه در بازگشتش به ایران و در دیدارش باسفیر امریکا گفت که من سلطنتم را مدیون خداوند و شما هستم. کسانی که زاهدی را جیپ نشین کردند هم که امریکایی بودند. بنابراین اجتهاد در مقابل نص که نمی‌توان کرد!

همه می‌دانند که امریکا از کودتاکنندگان است، فکر می‌کنید چرا امریکا از دادن اسناد کودتا طفره می‌رود و اعلام می‌کند که مدارک کودتا سوخته است؟

فکر نکنم مدارک سوخته باشد. به هرحال این مدارک نشان می‌دهد که امریکا حیثیتش را در این جریان می‌بازد. همان طور که در قضیه هیروشیما حیثیتش را از دست داد.

دکتر مصدق بعد از کودتا نظرشان راجع به اتفاقات چه بود؟

ایشان برای خودشان اصلا ناراحت نبودند ولی از اینکه این اتفاق برای مملکت افتاده بود برای مردم و مملکت بسیار ناراحت بودند و در این راه درد‌ها و زجر‌های فراوانی را هم تحمل کردند و بعد هم که بازداشت شدند.

در مدت بازداشت خانگی جبهه ملی جلساتش را تشکیل می‌داد؟

بله، جلسات تشکیل می‌شد. در تمام مدتی که دکتر مصدق در بازداشت بود جبهه ملی جلسه داشت.

نظر ایشان در مقابل جلسات جبهه ملی در زمان بازداشت‌شان چه بود؟

ایشان می‌گفتند چون من در خارج از تهران هستم و از موضوعات تهران خبر ندارم در کار جبهه ملی هم دخالتی نمی‌کنم. بعدها از طرف کسانی که در کنگره بودند یا برای کنگره رای نیاورده بودند نامه‌هایی انتقادآمیز نسبت به جبهه ملی به ایشان ارسال می‌شد و دکترمصدق را به ستوه آوردند. دکترمصدق هم نامه‌هایی به جبهه ملی می‌نوشت که حکایت از این داشت که از عملکرد جبهه ملی در کنگره ناراضی است. این نامه‌ها چند بار تبادل پیدا کرد تا اینکه مرحوم صالح در آخرین وهله گفتند که ما با کسی مجادله نداریم و از ریاست جبهه ملی استعفا داد و پس از استعفای ایشان سایر اعضای شورای جبهه ملی استعفا کردند.

به نظر شما ایراداتی که آقای مصدق با آمدن چند نامه از کنگره، به جبهه ملی می‌گرفتند منصفانه بود؟

نه، به نظرم اگر بشود ایراد دیگری به دکتر مصدق گرفت و از ایشان انتقادی کرد همین است که چطور شما که گفته بودید در کار جبهه ملی دخالت نمی‌کنید، با ارسال چند نامه به شما که مغرضانه هم بوده است، مجبور شدید چنین نامه انتقادی به جبهه ملی بنویسید و آقایانی که چندین سال خون دل خوردند را از خود برنجانید تا جایی که مجبور به استعفا بشوند و جبهه ملی تعطیل شود. این انتقاد به آقای مصدق وارد است.

کودتا یک مساله درون پایتختی بود یا موجش کشور را هم در بر گرفت؟

نخیر، زیاد در کشور اثر نداشت. فقط در کرمان به خاطر حضور دکتر مظفر بقایی که مخالف دکتر مصدق بود اتفاقاتی افتاد و سر و صداهایی شد و یکی از طرفداران خوب دکتر مصدق و نهضت ملی و افسر مورد اعتماد دکتر مصدق در کرمان به نام سرهنگ سخایی به طرز فجیعی کشته شد. یعنی هر چه دکتر بقایی می‌خواست با دکتر مصدق بکند ولی دستش نمی‌رسید در مرگ سرهنگ سخایی جبران کرد و بعد از اینکه خبر به تهران رسید نفرت طرفداران مصدق نسبت به دکتر بقایی بیشتر شد. در اصفهان هم ارحام صدر که رییس رادیو اصفهان بود تا یک شبانه‌روز در رادیو دائما دولت دکتر مصدق را اعلام می‌کرد و رادیو را تحویل نمی‌داد تا آمدند و به زور رادیو را از او گرفتند.

اتفاقات سال ۳۲ چه تاثیری بر ادبیات ایران داشت؟آیا جامعه فرهنگ و هنر ایران از این اتفاقات تاثیر گرفتند؟

بعضی‌ها گرفتند البته ولی من چیز مهمی از این تاثیرات ندیدم. ولی با شعر غیر مفهوم (شعر نو) به طوری که حکومت متوجه نشود انتقاد‌هایی می‌شد و سرخوردگی‌های عجیبی تا هم سال‌ها بعد از آن واقعه شوم در بین هنرمندان دیده می‌شد.

وضعیت نشریات در آن زمان چگونه بود؟ آیا مطلبی در این باره چاپ می‌شد؟

مجله خواندنی‌ها یک مقداری گوشه و کنایه‌هایی درباره این قضیه می‌زد اما بقیه کاری به این جریان نداشتند.

رویکرد جبهه ملی در زمان انقلاب چگونه بود؟

جبهه ملی در آن زمان همیشه با مردم بود. دکتر سنجابی در یک مصاحبه‌یی که قبل از رفتنش به پاریس انجام داد گفت که ما شاه دیکتاتور نمی‌خواهیم. به تدریج این جنبش خیز برداشت و جبهه ملی هم در کنار مردم حضور داشت. حتی زمانی که امام خمینی اعلامیه می‌داد که مردم قیام کنید، جبهه ملی از اولین گروه‌های قیام کننده بود.

پیامد‌های کودتای ۲۸ مرداد چه بود؟

خیلی‌ها از این واقعه ناراحت بودند. به گونه‌یی آمال و آرزوهای خیلی از این افراد با کودتا از بین رفته بود و همه امید بسته بودند که باز مصدقی پیدا شود و از دل و جان و با علاقه برای مردم کار کند. بدین جهت ۲۸ مرداد پیامد‌های بسیار شومی داشت. شاه هم که تا آن تاریخ سعی می‌کرد خود را دموکرات نشان بدهد، در زمان مصدق تبدیل به یک دیکتاتور شده بود و دیکتاتوری‌های او خسارات زیادی به کشور وارد کرد.

چه خساراتی؟

اصلاحات تحت‌الشعاع قرار گرفت، آنچه خود شاه می‌گفت ملاک کار قرار می‌گرفت و تصمیمات دولت بی اثر بود و تمام مسوولانی که آن زمان کار می‌کردند، مسوولیت‌ها را قبول نمی‌کردند و از اجرای دستورات شخصی شاه سر باز می‌زدند. راه انجام اصلاحات بسته می‌شد. نمی‌گویم در آن زمان اصلاحاتی انجام نشد اما در طول ۳۷سال حکومت شاه بر ایران اصلاحات مملکت به جایی نرسید. تمام در‌ها را بستند، همه را خفه کردند، جبهه ملی و سایر گروه‌ها را تعطیل کردند و بسیاری را زندان کردند. در نتیجه در کشور خسارات به بار آمد.

زوم

قبل از کودتا هم شاه علیه دولت دکتر مصدق کارشکنی می‌کرد. البته در ظاهر خودش را با دکتر مصدق و تصمیماتش موافق نشان می‌داد ولی عملا کارشکنی می‌کرد و منزل و دربارشاه جایگاه کسانی شده بود که از دولت ناراضی بودند. دست نشانده‌های انگلیس و دربار هم دست به دست هم داده بودند که شاه را علیه دکتر مصدق تحریک کنند