خوش آهنگ و خوش خط و دیگر «ادیب»

روزنامه اطلاعات – تاریخ انتشار: یکشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۴-۲۹ ربیع الاول ۱۴۳۷ـ ۱۰ ژانویه ۲۰۱۶ـ شماره ۲۶۳۴۷

شعری از استاد امیر صادقی (مدیر و پایه‌گذار فردوسی سرای ایران)

22-35-04 خوش آهنگ و خوش خط و دیگر «ادیب»

آگاه شدم که «استاد عبدالعلی ادیب برومند» به علت ناراحتی قلبی چند روزی است در بیمارستان دی بستری شده و تحت مراقبت است، با آرزوی بهبودی برای این شاعر بلندآوازه و وارسته، چند خطی نوشته‌ام که تقدیم می‌شود:

عزیزم همان مرد دانش‌گرای

که باشد همیشه به راه خدای

یکی فرصتی داد و لطفی نمود

بشد شعر من را چو تار و چو پود

قلم بر گرفتم به چنگ اندرون

به یادِ ادیب، آن یل مهربون

برومند پاکیزه، بیمار شد

به دارو و درمان، گرفتار شد

دل یک جهانی به دنبال اوست

که هر کس بگیری، بدارَدش دوست

کنون قلب ایشان به رنج اندر است

که خسته به دستِ سپنج اندر است

نود ساله شد در جهان ادب

سخن‌های او همچو شهد و رطب

یکی میهنی مردِ یزدان‌پرست

که از باده بخردی گشته مست

کنون جان ایشان به درد اندر است

غم اندر دلش شد به جا در نشست

جهانی به گفتار او شادمان

که باشد ادیب برومندشان

خوش آهنگ و خوش خط و دیگر ادیب

که اندر جهانی ندارد رقیب

یکی شاعری در غزل‌های خوب

چه از شرق و غرب و شمال و جنوب

یکی مرد دانا و هم ارجمند

دو پا بر زمین، سر به ابر بلند

به رنج سیاست بسی خسته شد

نه هرگز زبانش به دم بسته شد

به چندی کتب، شعر ایشان روان

به کار نوشتن، قلم پر توان

کنون خسته خوابیده بیمار شد

به رنج زمانه گرفتار شد

هر آنکس زبانی گشاید به مهر

دعایی کند تا شود خوب چهر

کنون صادقی از خداوندگار

همان داور روزگار شمار

بخواهد که جانش به نیرو شود

تن پاک ایشان سلامت شود

کند رخت شادی هم اکنون به تنش

جهان آفرین آن خداوند عرش

دل ملتی را کند شادمان

که باشد ادیب برومندشان

دالاس ـ تگزاس

جمله رفتند

از جمع یاران، دلنوازان جمله رفتند
مژگان گشا، کافسانه سازان جمله رفتند
جاى سم اسب سبک تازان در ایندشت
گوید که بنگر، یکه تازان جمله رفتند
ماندند از جمع سرافرازان قلیلى
باقى از این گردن فرازان جمله رفتند
ساز سخن بشکست و شد روز هنر تار
کز بزم الفت، تکنوازان جمله رفتند
شو ناله زن، حکمت سرایان جمله خفتند
رو گریه کن، دانش طرازان جمله رفتند
پاکیزه کاران را دگر نام و نشان کو؟
کز کوى پاکان، پاکبازان جمله رفتند
ما را کنون بر آهنین مردان نیاز است
روى از چه بنهفتند و نازان جمله رفتند؟
کو دیگر اندر خوان همت ساز و برگى؟
کز هفت خان با برگ و سازان جمله رفتند
ما را دگر از باغ نصرت بهره ‏اى نیست
چون از نخیلش دست یازان جمله رفتند
خلق، اى ادیب! افتاده در بند نیازند
وارستگان و بى‏ نیازان جمله رفتند

پیام تسلیت درگذشت شادروان کریم اصفهانیان

 

پاینده اوست
از درگذشت دوست قدیمی و محترم جناب آقای کریم اصفهانیان که همواره در راه فرهنگ ملی و نیات وطن خواهانه گام های بلند برمی‌داشت بی‌نهایت اندوهناک و متأسف شدم. این مصیبت را به خانواده‌ی آن روانشاد و دوستداران به فرهنگ ایران زمین صمیمانه تسلیت عرض می‌کنم.
ادیب برومند

350px-Sadeh

جشن سده

در دهم بهمن ماه ۱۳۷۷ براى جشن سده که ازجشن‏هاى باستانى ایران است سروده‏ ام. بزرگداشت جشن سده و مهرگان و جشن‏هاى دیگر باستانى براى ایرانیان فرض است.

جشن سده

بیاور مى ‏که گاه کامرانى ‏ست

ز مى ‏ما را هواى سرگرانى ‏ست

نوا سر ده به آهنگ همایون

که گویى در سرم شور جوانى ‏ست

بزن سنتور و زان پس تار و طنبور

که دلخواهم سرود خسروانى ‏ست

مرا ساغر بریز و جام پُر کن

از آن مینا که صهبایش مُغانى ‏ست

برافروز آتشى در سینه از عشق

که لطفش به ز آب زندگانى ‏ست

پس آن گه خرمن آتش به کهسار

برافروز اى که کارت دیهگانى ‏ست

برافروزان سپس تلّى ز آتش

به دشت، اى آن که سعْیَت آرمانى ‏ست (ادامه…)

استاد ادیب برومند از بیمارستان مرخص شدند

استاد ادیب برومند پس از ۱۵ روز بستری بودن در CCU بیمارستان دی، روز گذشته با بهبود نسبی به منزل بازگشته‌اند.
استاد مراتب سپاس و امتنان خود را از دوستان و آشنایانی که طی این مدت از طرق مختلف جویای حال و آرزومند سلامتی ایشان بوده‌اند ابراز داشته، شادکامی آنان را از خداوند بزرگ خواستارند.