Shahid-Ghoumnam-2

درود بر شهیدان

ای شهیدان که رفته از نظرید
در دلِ ما همیشه جلوه گرید
غایب ازدیدگان ما ،لیکن
حاضر اندر خیال سربه سرید
جان فدا کرده بهرملّت و دین
سرزکف داده بهر بوم وبرید
مایه افتخار و عزّ و شرف
مظهر اعتبارجاه فرید
ای به خون گشتگان وطن
که به دریای فیض غوطه ورید
در بهشتید جاودانه مقیم
همدم اولیای حق نظرید
برخی ِ مام میهنید، ارچند
ناز پروردِ مادر و پدرید
مادران را چه نازنین فرزند
پدران را چه با شرف پسرید (ادامه…)

گفتگوهای مطبوعاتی ادیب برومند

روزنامه اطلاعات – تاریخ خبر: پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴-۲۵ رجب ۱۴۳۶ـ ۱۳ مه ۲۰۱۵ـ شماره ۲۶۱۵۶
گفتگوهای مطبوعاتی ادیب برومند
مریم رضایی

اخیراً کتاب «گفت‌وگوهای ادیب برومند» با کوشش امیر راسخی‌نژاد و همت شرکت سهامی منتشر شده است.

این کتاب شامل بخشی از گفت‌وگوهای عبدالعلی ادیب برومند، شاعر مشهور ایرانی است و به خوبی ما را با افکار شاعر نامدار کشورمان آشنا می‌کند. شاعری که شعرش به نحوی بیانگر تاریخ دوره معاصر ایران است.

در کتاب «گفت‌وگوهای مطبوعاتی ادیب برومند» دیدگاه‌های ادیب برومند در رابطه با شعر فارسی، ادبیات مشروطه، میراث فرهنگی و تاریخ ایران منعکس شده و مردم با نظریات او در خصوص ادبیات و تاریخ آشنا می‌شوند.

همان طور که راسخی‌نژاد در پیشگفتار کتاب ذکر کرده، ادیب برومند «سینه‌ای پر از حرف و خاطره» است و در واقع این کتاب شامل خاطرات و گفتار اوست.

ادیب برومند در خرداد ۱۳۰۳ در روستای گز از شهرســتان بُرخــوار اســتان اصــفهان به دنیا آمد.

پدرش مصطفی قلی خان برومند از خوانین گز بود که خط خوشی داشت و مقدمات زبان عربی و دروس تاریخی را هم مطالعه کرده بود و به زبان فرانسه مسلّط واز جمله تجددطلبان عصر بود؛ هیچگاه شغل دولتی نپذیرفت و به کار مِلکداری و کشاورزی اکتفا نمود.

ادیب تا سن ۱۶ سالگی به نثرنویسی اهتمام می‌ورزید ولی از ۱۷ سالگی بیشتر به شعر و شاعری روی آورد و با دلبستگی و علاقه‌ای که به شاعران و اشعار شعرای دوران مشروطه پیدا کرده بود، به سرودن شعر در این سبک نوپا که موضوع آن مسایل روز بود، پرداخت.

ادیب برومند در جوانی با کسب رتبه ممتاز در آزمون ورودی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد و در طی تحصیل در دانشکده حقوق به مطالعه پیرامون ادبیات فارسی پرداخت و به زبان‌های عربی و فرانسه نیز تسلط پیدا کرد.

از آبانماه ۱۳۲۸ که جبهه ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق بنیان‌گذاری شد و نهضت ملی کردن صنعت نفت در سراسر ایران جنب و جوش خاصی پدید آورده بود، از هواداران نهضت ملی ایران گردید و با سرودن اشعار میهنی و سیاسی به همگامی با جبهه ملی و این نهضت ضد استعماری پرداخت و با نفوذ سیاسی انگلیس و تحریکات روسیه شوروی مخالفت کرد. (ادامه…)

زیر عکس مردی بزرگ به نام مصدق

دکتر مصدق

ردایی به دوش و عصایی به مشت
روان سوی دشت و به ما کرده پشت
پس از آفرین و درود و سلام
منش دادم این برگزیده پیام
کجا می‌روی ای گرانمایه مرد
به انبوه یاران خود بازگرد
که غیر از تو کس مرد پیکار نیست
به ما رهبری را سزاوار نیست
تو را دانم اکنون کجا می‌روی
پیِ شکوه سوی خدا می‌روی
تنی خسته را با دلی سخت سرد
بری نزد دادار سازنده مرد
بری تا نژندیت را بنگرد
غبار غم از خاطرت بسترد
روی تا کنی شِکوه از ناکسان
به گلزار ایران همانا خسان
روی تا بنالی زبیدادها
که بر سر برفتت ز شدّادها (ادامه…)

spring_blossom

شکوفه‏ هاى جوانى

از آن زمان که  دلم را به تار موى تو بستم

به دهر، رشته الفت ز هر چه بود گسستم

به شوق آن که مگر ساعتى ز خانه درآیى

چه روزها سرِ راهت به انتظار نشستم

به نوبهارِ حیاتم، شکوفه‏ هاى جوانى

به عشق روى تو بشکفت کز صفاى تو مستم

به پاى ‏بندى عشقت شدم اسیر و دریغا

نه باب وصل گشودم، نه راه عاطفه بستم

دمى که زد به سرم فکر انصراف ز عشقت

در آرزوى وصالت ز قید وسوسه رستم

به سوى نیستى ‏ام مى ‏کشد زمانه به هر دم

مگر به عشق کنم درک این لطیفه که هستم

تو را ادیب ستاید چنان که لاله و گل را

بیا به باغ که من بلبل بهار پرستم

حق‌ ناشناسی

بپرهیز از هرکه حق‌ناشناس
که صاحب‌کرم را ندارند پاس

زِ حق‌ناشناسی بتر کار نیست
تأسی به این خو سزاوار نیست

کسی کو بدین رسمِ بد خو گرفت
دوصد لعنتِ حق زِ هر سو گرفت

توقع زِ هر شخص دارد همی
که بر زخمِ آزش نهد مرهمی

کسی پاسِ حقِ کسان گر نداشت
مپندار کو شکرِ یزدان گزاشت

همانا که سگ هم از او برتر است
که با تکه نانی غلامِ در است
***
پیِ صید شیرِ ژیان تاختن
سر اندر رهِ این شرف باختن

چو غرّنده سیل اندر آید زِ کوه
تنِ خویشتن سدِ ره ساختن
(ادامه…)