116

پیام تسلیت درگذشت بانو سیمین بهبهانی

با نهایت تألم و افسوس با خبر شدم ، دوست دیرین و شاعر حق طلب و عالیقدر بانو سیمین بهبهانی که از مفاخر ادبی ایران و مایه افتخار جامعه بانوان کشور به شمار می رود دار فانی را بدرود گفت و به سرای جاوید شتافت . این ضایعه ادبی را به مردم فرهنگ دوست ایران و وابستگان عالَم ادب ، فرهنگ و هنر و بازماندگان محترمش تسلیت گفته ، شادمانی روح آن عزیز از دست رفته را از درگاه خداوند مهربان خواستارم .

ادیب برومند- مرداد ۱۳۹۳

غزه

فاجعه غزه

شاید ار بر غزه گریم های‌های و زار زار

جوی خون رانم ز آسیب کلانش، در کنار

جای آن دارد که آتش از نهادم سرکشد

شعله‌اش جولان‌گر آید در ستیغ کوهسار

شاید ار باران اشکم سیل خون سازد روان

تا بکوبد کاخ ظلم و واژگون سازد حصار

تاخت اسراییل با صدگونه تسلیحات جنگ

بر فلسطین تاکند چون تل خاکی آن دیار

همچنان خونخوار گرگی یا مگر غران پلنگ (ادامه…)

مقال عشق

چندیست کز وصال تو حالى نکرده ‏ام
وز بهر عیش کسب مجالى نکرد ‏ام
افسرده و ملول از آنم که بى ‏تو دوست
با یک دو جام دفع ملالى نکرده ‏ام
حالى که کرده ‏ام به وصال تو در دمى
دور از دیار انس، به سالى نکرده ‏ام
تا کرد آهوانه دو چشمت مرا شکار
هرگز هواى صید غزالى نکرده ‏ام
تا خوانده‏ ام زدفتر حسن تو باب عشق
یاد از نگارِ خوش خط و خالى نکرده ‏ام
من جز به یاد روى تو اى سرو خوشخرام
در باغ فکر، غَرسِ نهالى نکرده ‏ام
جز در کنار چشمه و آن هم به یاد تو
درک صفا زآب زلالى نکرده ‏ام
در بزم شاعرانه «برومند» خوش سرود
بهتر زعشق طرح مقالى نکرده ‏ام

مضامین شعری در جاذبه ی آهنگ

تاریخ خبر: پنج‌شنبه ۱۶ امرداد ۱۳۹۳- ۱۰ شوال ۱۴۳۵ـ ۷ آگوست ۲۰۱۴ـ شماره ۲۵۹۳۸

تأملی در مجموعه شعر «حاصل هستی» از استاد ادیب برومند

مضامین شعری در جاذبة آهنگ
دکتر عباس کی‌منش – استاد زبان و ادیبات فارسی دانشگاه تهران
20-13-29

ادیب از شعرایی است که باید او را تبلور فرهنگ اسلامی و ایرانی در عصر حاضر دانست. سخنسرایی است معنی‌آفرین، مضمون‌یاب، نکته‌سنج و سخن‌شناس، بیانگر ناهنجاری‌ها و اوضاع آشفته و پریشان ایران از شهریور سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ شمسی. (ادامه…)

Fathers-Day-JPEG

اندرز به فرزند

اى پسر هر که صاحب هنرست

بیشک از دیگران، بزرگترست

بهر فرزند بهترین میراث

از پدر علم و دانش و هنرست

به هنر کوش کز هنر خیزد

هر چه اسباب عزت بشرست

آدمى راست برترى زکمال

ورنه او هم زجنس جانورست

امتیاز بشر به صورت نیست

که به دیوار خوشترین صُوَرست

هر که را بهره از ادب باشد

بهره از افتخار و جاه و فرست

اى خوش آن کو به کارزار حیات

هنرش تیغ و دانشش سپرست

باخبر باش کز وبال نرَست

هر که از راز علم بى‏خبرست

علم باشد همان خجسته نهال

که ورا عزِّ جاودان ثمرست

گنج دانش زوال نپذیرد

گنج زر در مَظَنّه هدرست

فخر انسان به مال و ثروت نیست

اى‏خوش آن‏کو به‏علم مفتخر است

دانش و بینش اندر با هم یار

هرکه بى‏دانش است کور و کرست

گوش کن پند من که پور نجیب[۱]

گوشدار نصحیت پدر است
———————————————-

[۱]. نسخه دیگر: به جاى «پور نجیب» «پور ادیب» آمده است.