mehregan

جشن مهرگان

مهربان شو که مهرگان آمد
مهرگان شاد و مهربان آمد
شادمان باش و مهربانی کن
شادی و مهر توأمان آمد
مهرگان جشنِ شادمانی‏هاست
شاد از آن باغ و بوستان آمد
بارِ دیگر به شیوه‏ ای دلخواه
باغ و گلزار، دلستان آمد
جشنِ فرخنده ‏ی نیاکان است
زین سبب راحتِ روان آمد
یادگاریست از قوی‏دستان
که خوش از عهدِ باستان آمد
گل که پژمرد از حرارتِ تیر
از نسیمِ خزان جوان آمد
سوی جالیز بین که میوه و گل
در طراوت چه هم‏عِنان آمد
اعتدالِ هوا به رقص آورد
سرو را کز طرب روان آمد
رخت بستند جیرجیرک‏ها
در چمن مرغِ نغمه ‏خوان آمد
مهر، بر ما فِشانَد آن نوری
که از او تیرگی نهان آمد
رفعِ افسردگی شد از گرما
تا نسیمِ خزان وزان آمد
مهر ما را دهد فراوان سود
سودمندیش بی‏کران آمد
تا بود نور باقی اندر مهر
بر بقایِ زمین ضَمان آمد
مهر ما را به مهربانی خواند
کاین پیام ‏آور از جَنان آمد
دوستی ارمغانِ پَردیس است
که بهین‏ گونه ارمغان آمد
هرکه از مهر بهره ‏ای کم داشت
بر تن از بهرِ او زیان آمد
مهر، سرچشمه ‏ی محبّت‏هاست
کآبش از خیر، نوشِ جان آمد
مهر ورزد «ادیب» تا زنده‏ست
کاین بهین شیوه در جهان آمد

——————————–
جشن مهرگان در ویکی پدیا:
مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشن‌های ایران است که در مهر روز از برج مهر برگزار می‌شود. «مهرگان» پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان باستان بوده‌است. این جشن در جوامع ایرانی خارج از ایران نیز به گستردگی برگزار می‌شود.

این جشن از روز شانزدهم مهر آغاز می‌شود و شش روز به طول می‌انجامد و در روز ۲۱ مهر به پایان می‌رسد. نخستین روز جشن رامهرگان عامه و اخرین روز جشن مهرگان خاصه نامیده می‌شود. در زمان ساسانیان بر این باور بودند که اهوره‌مزدا یاقوت را در روز نوروز و زبرجد را در روز مهرگان آفریده‌است و از دیر باز ایرانیان بر این باور بودند که در این روز کاوه آهنگر علیه ضحاک به پاخواست و فریدون بر اژی دهاک(ضحاک) غلبه کرد. مردم ایران از هزاره دوم پیش از میلاد آن را جشن می‌گیرند.مهرگان نیز همانند نوروز با مراسم خاص و آداب و رسوم ویژه برگزار می‌شود. مهر یا میترا در زبان فارسی به معنای «فروغ، روشنایی، دوستی، پیوستگی، پیوند و محبت» است و ضد دروغ، دروغ گویی، پیمان شکنی و نامهربانی کردن است.فلسفه جشن مهرگان سپاسگزاری از خداوند به خاطر نعمت‌هایی است که به انسان ارزانی داشته و تحکیم دوستی و محبت میان انسانهاست.

نامه‌های دکتر مصدق به: استاد ادیب برومند

روزنامه اطلاعات – تاریخ خبر: چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۳- ۶ ذی الحجه ۱۴۳۵ـ یکم اکتبر ۲۰۱۴ـ شماره ۲۵۹۸۵

نامه‌های دکتر مصدق به:

استاد ادیب برومند

اشاره :ضمیمه فرهنگی در سال گذشته نامه های دکتر مصدق را در چندین شماره به چاپ رساند که مورد استقبال شما خوانندگان عزیز قرار گرفت . استاد ادیب برومند نامه هایی از مرحوم دکتر مصدق داشتند که از سر لطف آنها را در اختیار ما گذاشتند که برای اولین بار چاپ می‌شود.

خدمت آقای ادیب برومند
از نامه و احساسات ملاطفت‌آمیز شما و مخصوصاً چکامه‌ای را که در تهییج و تشریح احساسات ملی سروده و ارسال فرموده بودید نهایت تشکر را دارم.
دکتر محمد مصدق (ادامه…)

شعرهایی که جز ء امثال خواهد آمد

کسی که قیمت لیلی شناخت مجنون است

*****

به ناز و نخوت هر آستانه می خندم

*****

خط نیاز به پیشانی گدا خواندم

*****

خدا هلاک کند دشمنان ایران را

توبیخ تاریخ

مصدّق تو را آن‏که فرمود بند
بر او تا به محشر تباهى بماند
تو را آن‏چه بیداد بر سر برفت
در اقطار، خواهى نخواهى بماند
ز حبس تو بسیار نفرین و ذم
که بر دادگاه سپاهى بماند
بسا ننگ تاریخ فرساى از آن
بر اورنگ و دیهیم شاهى بماند
به خصمت نمانَد رخ لاله‏ گون
تو را گونه گر زرد و کاهى بماند
به روى عدویت هزاران هزار
ملامت ز مه تا به ماهى بماند
در اوراقِ هستى به تأیید تو
اثرها ز مُهرِ گواهى بماند
عدوى تو بود آن تبهکارْ مرد
که در تیهِ گم کرده راهى بماند
تو شهباز و خصم تو چون موشِ کور
به ظلمتگه شامگاهى بماند
تنت گرجه در حبسِ جلاّدها
به صد جور، با بى‏ گناهى بماند
ازین بند رستى و در روزگار
ز تو ذکر ملّت پناهى بماند
زمستان گذشت و ز بهر زغال
همان زشتى و روسیاهى بماند

روز جنگ است

هنگامى که در شهریور ماه ۱۳۵۹ ارتش عراق به
فرماندهى صدام حسین رئیس جمهورى عراق به ایران حمله
کرد و از مرزها گذشت این قصیده سروده شد.

اى دلیران وطن، روى به پیکار کنید

خاک ایران تهى از دشمن خونخوار کنید

حمله ‏ور گشت به ما لشکر «صدامِ» پلید

بهر دفع‏ اش زدل و جان همه پیکار کنید

گشت همسایه دونپایه، گرانسر با ما

دفع ناجورى این جارِ سبکسار کنید

اى جوانان دلاور ز پى دفع عراق

عِرقِ ملّى به تن از عاطفه بیدار کنید

خیره صدام نگون‏بخت به ما صدمه زنست

مسندش را به دو صد صدمه نگونسار کنید

غلطى کرد فزون از دهن، این سردَمدار

دهنش خرد و سرش بر زبر دار کنید

خصم غافل سپراندازىِ ما سهل انگاشت

کاربر دشمن غفلت زده دشوار کنید

جان نهاده به کف و حمله‏ ور از چار طرف

تازیان را بِدر از معرکه ناچار کنید

روز جنگ است، شما نادره مردان رشید

سزد ار همت مردانه پدیدار کنید

به مددکارى نیروى «هوانیروزى»[۱]

روز نیروى عدو را چو شب تار کنید

همه همدست به اِمدادِ قواى زرهى

برصف خصم دغل حمله به یکبار کنید

خاکِ میهن همه سازید بر او دام هلاک

به گریزش ز چنین مهلکه وادار کنید

سیلِ جوشنده بود همت کوشنده جنگ

اى به جنگ آمدگان کوشش بسیار کنید

تا نگردد ز شرف پیکر هستى ‏تان عور

یاد از این نکته «النارُولاالعار»[۲] کنید

بهر دیدار عروس ظفر از حجله بخت

با همه صف ‏شکنى تکیه به دادار کنید

بوى خون آید از اشعار ظفریارِ «ادیب»

هر زمان یاد، ازین حربه خونبار کنید

==============================================

[۱]. هوانیروزى: نیروى هوایى سپاه.

[۲]. آتش را مى ‏پذیرم و عار را نمى ‏پذیرم.