6895404-green-landscape

بلند ایوان عشق

 

دلم را برده‏ اى اى گل، گل گلخانه جانى به شادابىّ و دلجویى چو رامشگاهِ بستانى
درون خفیه‏ گاه جان من، رندانه مستورى میان تار و پودِ جسم من، دزدانه پنهانى
تو سروِ ناز را مانى که در باغ ارم دیدم مگر شیراز را با خود برى هر جا که مهمانى
گر انسان را صفا، بخشید انسى با قداست‏ها تو در قدسى سراى انس، انسانى بدین سانى
به یاد آرد صفایت منظر پُر برف کُهساران در آن حالت که نازافشان چو خورشید زمستانى
چه رازى در نگاهت هست کز میناى مستانش دلم را پاس مى‏ دارى، غمم را پاک می‏رانى
بلند ایوان عشق از دلبران گر جلوه ‏اى دارد تو شهبانوى دلجویان در این نقشینه ایوانى
گواهى‏ نامه عشقم ز دست خویشتن دادى که در مهرآورى آموزگار این دبستانى
تو با آن لهجه شیرین و آن سیماى افسونگر سخنگوى همه گلچهرگان در سوسنستانى
مرا سرسبزى از مهر تو باشد اى بهار جان که بر این کشتزار تشنه چون باران نیسانى
ادیب از دامن گلبوى تو سر بر نمى‏دارد که چون دوشیزه شعر ترش پاکیزه دامانى
yadahbekheir

یادش بخیر

یاد کرد از ما به نیکى یار و ما را شاد کرد
راستى یادش به خیر آن کس که ما را یاد کرد
شد فراموشم غم عالم، چو یادم کرد دوست
یاد باد آن مهربان یارى که ما را شاد کرد
از غم و رنج اسیرى، خاطرش آزاد باد
هر که مرغ خسته ‏اى را از قفس آزاد کرد
رو به دست‏ آور دلى، تا حق به دست آرد دلت
خانه‏ اش آباد، آن کو خانه‏ اى آباد کرد (ادامه…)

وزیر آبادگر

در ایران یکى شاه والاسریر

شد از کرده‏ اى خشمگین بر وزیر

فراخواندش از خشم و تندى نمود

نکوهشگرى را زبان برگشود

وزیر آنچه بایست گفتن به شاه

بگفت از شهامت به عذر گناه

ولى شه نبخشودش از راه مهر

بر او از سر مهر ننمود چهر (ادامه…)

La_música_del_amor-_Pintura_Persa-_Farshchian_1

نگارشگر عشق

آن چنان شیفته‏ ام کز تو جدایى نتوانم
هم از آن چشم فریبنده رهایى نتوانم
تو همه مهرى و گیرى همه گه راه وفا را
با تو من شیوه بى ‏مهر و وفایى نتوانم
ساز و برگى که ز عشق است همین بس بُوَدم بس
من دگر شکوه ز بى‏ برگ و نوایى نتوانم
من نگارشگر عشقم که جدا از رخ یارم
چنگ «اسلیمى» و گل‏هاى «ختایى» نتوانم
هوس‏ آلوده و آن‏گاه زمین‏ بوس درِ عشق
من دگر با چو تویى سر به هوایى نتوانم
شد فراموش مرا قصه بى‏ مهرى یاران
که در این باره دگر قصه‏ سرایى نتوانم
از سرِ خامه من نقش سیه مى ‏نتراود
که به جز پیروى از رنگ حنایى نتوانم
از خدا یافتم این گنج محبت که تو باشى
شکر این فیض کرامندِ خدایى نتوانم

تسلیت درگذشت بانو بدیعه محقق طادی (امید سالار)

پاینده اوست
درگذشت بانوی مهربان و خیراندیش روانشاد بدیعه محقق طادی (امید سالار) را به فرزندان اندیشمند و فرهیخته‌ی ایشان جناب آقایان دکتر محمود و کامران و سرکار خانم‌ها مهشید و نوید امید سالار تسلیت می‌گوئیم و آمرزش روان آن بانوی گرامی را از درگاه خداوند بزرگ خواستاریم.
ادیب برومند – پوراندخت برومند – دکتر جهانشاه برومند – شهریار برومند