Postermovement94 01

اين قصيده در سال ۱۳۴۷ بمناسبت بيستمين سال صدور اعلاميه حقوق بشر توسط شاعر ملي ايران استاد اديب برومند سروده شده و در برخي روزنامه ها و مجلات منتشر شده است.

سازمان ملل امروز بسي مفتخر ست
که نماينده ي اعلام حقوق بشر ست
اينچنين مجمع فرمند ، بود سالي بيست
که به اعلام حقوق بشري مفتخر ست
کرد تدوين اصولي که بديوان قضا
عدل را قاعده بر پايه ي آن مستقر ست
قدر والاي بشر گردد از آنروز پديد
کز حقوق بشري ، خرد و کلان بهره ورست
باشد از جمله حقوق بشر : آزادي فرد
که مر او را بسوي فر و شرف راهبرست
در جهان موهبتي بهتر از آزادي نيست
که ازو گلشن  هستي ، همه پر برگ و برست
بعد از آن حق تساوي ببر قانون را
از حقوق بشري دان ، که بسي معتبرست
شد مساوات ، مقرر به تکاليف و حقوق
بهر انسان ، که به اوصاف نکو مشتهرست
حق آزادي ، از صدمت و آزار و عذاب
از حقوقيست که شمشير ستم را سپر ست
حق آزادي ، در ذکر حقايق ، حقيست
که بدان راز سرافرازي هر قوم ، درست
حق آزادي گفتار بود ز آن بشر
که گر اينش نبود ، از همه جا بي خبرست
حق ملکيت و دارندگي مال و منال
باشد ارزاني آنکس که ورا سيم و زرست
هست از آنجمله ، يکي هم بجهان حق دفاع
که بديوان عدالت همه گه ، جلوه گرست
بردگي در خور حيثيت انساني نيست
کاين سيه گون روشي ، از پس عهد حجرست
رنگ سيما نبود برتري افزاي کسان
کامتيازات نژادي همه بي پا و پرست
حق راحت طلبي ، از پس يک سلسله کار
بس گرانقدر و گرامي ، چو حقوق دگرست
هيچکس را نتوان داشت به تبعيد و به بند
از ره خود سري و زور ، که نا مغتفرست
آدمي را ز پي کوچ و اقامت حقيست
که بسي محترم اندر سفر و در حضرست
متهم را نتوان همچو بزهکار شمرد
تا نه محکوم بود ، تهمت او بي اثرست
هر کسي را بود اين حق که به آزادي تام
بهر تحصيل فنون در پي کسب هنرست
هر کسي راست ز امنيت جمعي ، حقی
که بدان خاطرش آسوده ز بيم خطرست
هست در باب سياست همه را حق  ورود
وان مع الواسطه يا خود به خود ، اندر شمر است
انتخابات دهد حق دخالت به عموم
که وکيل ارنه ز خلق است ز هر بد ، بترست
اين ز اعلام « حقوق بشري » مختصريست
که سزاوار ستايش ، بر اهل نظرست
گر نباشد به جهان محترم اين جمله حقوق
سعي انسان ، ز پي صلح و سعادت هدرست
در امان باد حقوق بشر از شر و فساد
تا به آفاق ، « اديبا » سخن از خير و شر ست

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *